جلسه ۷۸۹
8آنچه كه در اینجا باید به فكر آن بود، و نسبت به خَرق و عدم خَرق آن فكر كرد این است كه آیا نزول این حقیقت متشخص و متعین خارجی كه حَیةٌ تَسْعی است، آیا این در سلسله مرتبه وجودیه از آن حقیقت ذات وقتی كه میخواهد این وجود نشأت بگیرد و تبدیل به حَیةٌ تَسْعی بشود، سلسله مراتب ربوبی را طی كرده یا طی نكرده؟، خب میگوییم طی كرده، چرا طی نكند؟ دلیلش این است، اگر یك فردی فرض بكنید كه این قضیه را قبلًا ببیند، در خواب ببیند یا در مكاشفه ببیند و امثال ذلك ببیند، این دلالت بر چه میكند؟ دلالت بر این میكند كه این مسئله در عالم مثال و ملكوت و برو تا بالا صورت خارجی پیدا كرده دیگر، خیلی مسئله ساده است، خیلی مسئله ساده و قابل حل است، پس معلوم میشود این كاری كه حضرت موسی كرده كه تازه این از یك چوب است، حالا من چیز دیگری را میخواهم بگویم، این كاری كه حضرت موسی علیه السلام انجام داده این یك تاثیری در ملكوت آورده ایجاد كرده، بعد در مثال ایجاد كرده، بعد در عالم ملك كه ما داریم مشاهده میكنیم حَیةٌ تَسْعی، آنها را كه ما نمیبینیم، در حالی كه آن، این عوالم را و این تنوع انواع را ـ حالا اگر اسمش را تنوع انواع بگذاریم براساس مراتب وجود ـ تنوع مراتب وجود را در عوالم سبعه كه عوالم ربوبی است صورت خارجی داده، خب آن خَرق قاعده علیت نشد، عین قاعده علیت است.
یعنى به یك اراده مرید این عصا تبدیل به حیه مىشود بدون اینكه نیاز بشود این عصا گیاهى در جنگل بشود و یكى بخوردش و یكى آن را بزاید و ... سیصد سال هم بگذرد تا یك حیه تسعى ایجاد شود! به یك طرفة العینى، به كمتر از یك ثانیهاى، یك حقیقت خارجیه كه همان عصا است تبدیل مىشود به یك حقیقت خارجى دیگر، با سیر تمام سلسله عوالم ربوبى در خارج، آن هم كه دیگر لازمان است، پس بنابراین فقط آنچه كه وجود خارجى دارد آن در زمان است، آن یك لحظه است، آنها كه دیگر در زمان نیست.

