
جلسه ۷۸۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية 15/6/1435
جلسه ۷۸۹
12تلمیذ: این مادّه كجا رفت كه شیر خورد؟
استاد: شما رفتید سراغ بعد، هنوز اولش است و آن هم یك مسئله دیگر است.
على كل حال، خب حالا این سیصد كیلو بالاخره سیصد كیلو وزن است دیگر روى هوا كه نیست، یا حضرت موسی، خب این چوبى كه هست، یك چوب اینقدرى است دیگر خب وزنش چقدر است؟ نیم كیلو، حالا فوقش یك كیلو، خیلى چوب گردن كلفتى باشد كه از عهده گرگ هم بربیاید، حیة تسعى كه حضرت موسی گذاشت و دررفت، آن كسی [حضرت موسی] كه یك مشت زد و خواباندش روی زمین [و طرف را كشت]، این مار چه بوده كه این موسی دررفته! این اصلًا باید یك حیه صد كیلویی بوده كه خلاصه همه را ترسانیده باشد.
این وزن از كجا آمد؟ حضرت موسى از كجا خاك برداشت؟ بالاخره ماده دیگر، بالاخره یك خاكى از اینجا بردارد، سنگى بردارد، هر چه، آب، سنگ، خاك، درخت، برگ، سبزه، در حالتى كه كارى نكرد همینجا ایستاده، حى و حاضر، هیچ كار هم نكرده، یك دفعه عصا را، این جورى مىاندازد و مىشود حیه تسعى، این عصایى كه یك كیلو وزنش بود مىشود صد و پنجاه كیلو كه همه را مىبلعد و كارهاى سحره را باطل مىكند.
یا آن جریان امام رضا علیه السلام كه ترتیب آن مرتیكه را داد، خب این یك شیر سیصد كیلویى این وسط، حضرت اشاره به عكس پرده مىكنند، عكس كه ماده نیست، عكس یك عكس است پرده سر جایش است، پرده تبدیل به شیر نشد، عكسى كه در آنجا بود، عكس كه مجرد است، عكس كه ماده نیست، حالا شما رنگش را هم بخواهید بگویید رنگش یك گرم هم نمىشود، این سیصد كیلو از كجا آمد؟ از كجا آمد؟ این چیست؟ آن اراده ولى است، آن اراده ولى كه وقتى آن نوعیه حقیقت اسدیت را، حقیقت اسُودیت را وقتى مىآورد پایین، و نزول مىدهد و مىآورد در ملكوت و مىبرد در مثال و یك چرخ مىزند مىآورد در این جا، آن حقیقت مىآید ماده ایجاد مىكند، حالا ربط بین عالم حادث و قدیم را فهمیدید؟ تمام ربط حادث و قدیم همین است.
