جلسه ۷۸۹
10استاد: به هم بزند چه اشكال دارد؟
تلمیذ: از آن طرف اقتضاى اولیاء الهى این است كه این قوانین همه عوالم را رعایت كنند؟
استاد: كى گفته؟ نه به هم نزده، همانطورى كه این عوالم خلق شده همانطور هم ولى الهى به همان كیفیت انجام مىدهد، به هم نمىزند. ببینید به هم زدن معنایش این است كه یك مسئلهاى خارج از اراده و رضا و اقتضاى پروردگار و مشیت او در اینجا تحقق پیدا بكند، آن هم كه این نیست، مسئله این نیست، نظام سر جایش است، هزارجور مسئله دارد.
براى تحقق یك شیء لازم نیست كه آن یك صورت داشته باشد، شما سرتان درد مىگیرد هم مىتوانید استامینوفن بخورید خوب شوید، هم مىتوانید آسپرین و امثال ذلك بخورید، هم مىتوانید جوشانده و چیزهاى قدیمى ـ كه خدا نصیب كسى نكند ـ بخورید، همه جور هست، هم مىتوانید كه بروید در منزل وقتى خدا نیاورد آن روزى كه دعوایتان بشود با كفگیر و ملاغه چنان بر فرقتان بكوبند، كه چرا دیر آمدى؟ چرا زود آمدى؟ چرا با خودت ماست و نمىدانم چه نیاوردى، كه دیگر سردرد را فراموش كنید.
همه جور راه هست، براى فراموش كردن سردرد این هم هست، یك راه دیگر هم وجود دارد كه یك كسى مىآید دست مىگذارد روى سر شما یك حمد میخواند و سردردتان خوب میشود، دیگر خرق عالم نشده، خرق نظام نشده، آن یك طور، این یك طور، آن یك طور.
مىگویند ناصر الدین شاه رفته بوده جایى و كك آمده افتاده بوده به شلوارش و خلاصه پدرش را درآورده و نگذاشته بخوابد و خلاصه همه چیز تعطیل شده بود، خلاصه یكى دو روز مىگذرد، شكایت مىكند كه آقا این شهرستانك شما كك دارد، و این كك خلاصه زندگى را بر ما تلخ كرده و عیش ما را مُنقَّص كرده. پیرمردى آوردند و گفت كه یك پودر سفیدى به شما مىدهم هر وقت این كك را دیدید این پودر را بگیرید بریزید در چشمش تا كور مى شود. گفت خب اگر ببینیم او را مىكشیم، پیرمرد گفت آن هم مىشود! این هم مىشود!

