جلسه ۷۸۸
4حضرت یونس نفرین مىكند كه خدایا هر چه انجام دادم فایده نداشت. اینها كافرند من و تو را مسخره مىكنند، دیگر نتیجهاى ندارد. پس زمین خودت را از لوث وجود اینها پاك گردان. عذاب هم مىآید. حضرت وقتى مىبیند كه عذاب دارد مىآید و چون ممكن است ایشان را هم بگیرد، بیرون مىروند. این بیرون آمدن هم خطابش از آنجاست، یعنى خدا به او خطاب مىكند كه بیا بیرون تا این عذاب دامن تو را نگیرد و یا اینكه اگر بخواهى در اینجا باشى دیگر عذاب نمىآید. وَ ما كانَ الله لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ الله مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ الأنفال، ٣٣، اگر مىخواهى عذاب بیاید باید از اینجا خارج شوى، باید از این مكان بیرون بیایى. چرا؟ چون تو وسیله رحمتى، وسیله رحمت كه نمىشود باعث عذاب شود. لذا خدا به حضرت لوط هم مىگوید: از این مكان خارج شو، ... إِلَّا امْرَأَتَكَ ... العنكبوت، ٣٣ به حضرت لوط هم مىگوید كه عذاب مىخواهد بیاید از این شهر برو بیرون، چون اگر بخواهى در این شهر باشى دیگر عذاب معنا ندارد و امثال ذلك. حضرت یونس از شهر بیرون میآید وقتی كه حضرت بیرون میآید آنوقت عذاب نازل میشود. لذا افراد جمع میشوند و توبه میكنند و آثار رحمت را میبینند.
خلاصه حضرت یونس، سوار كشتى مىشود و بعد از مدتى دوباره برگردد مىبیند همه چیز درست شده است، همه چیز رو به راه شده است و همه مردم خوب شدهاند و مسلمان شدهاند و ایمان آوردهاند. حالا چرا باید حضرت یونس چهل روز در شكم ماهى باشد؟ این چه قضیهاى است كه باید چهل روز حضرت یونس در شكم ماهى باشد؟ چون خود حضرت یونس هم بالاخره سیر خودش را دارد. فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ الأنبیاء، ٨٧، خیلى عجیب است، حضرت گمان كرد كه ما بر او قادر نیستیم. البته بعضىها گفتهاند كه كلمه) نقدر (معناى غلبه و قدرت نیست. مرحوم علامه در تفسیر دارند كه این معنا با عصمت انبیاء نمىسازد و به معناى) فظن ان لم نأخذه و نكتنفه (مىباشد، یعنى ما او را بگیریم. و لیكن فرقى نمىكند معنا یكى است و تفاوتى نمىكند. همین كه مىگوید: فظن، حالا چه آن معنا را بگیرید و چه این را، یعنى از تحت قدرت ما خارج است و از تحت قدرت ما مىتواند بیرون بیاید و از عذاب خودش فرار كند و كنار بیاید. همه اینها روى حساب است تا كسى به آن مراتب نرسیده یا حداقل بوئى از آنها نبرده باشد اصلا نمىتواند بفهمد كه این آیات چه معنایى دارد. حضرت یونس بیرون بیاید و چهل روز هم در شكم ماهى باشد یعنى چه؟ اگر كسى از شما سؤال كند كه یعنى خدا حضرت یونس را چهل روز عذاب بدهد؟ ... فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ الأنبیاء، ٨٧ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ الأنبیاء، ٨٨ براى چه؟ مگر پیغمبر خدا گناه كرده است؟ مگر پیغمبر خدا معصیت كرده است؟ تكلیف را انجام داده و مسخرهاش كردهاند او هم نفرین كرده و عذاب آمده است. چهل روز در شكم ماهی بودن یعنی چه؟ این همه سیر برای خود پیغمبر است و خود این پیغمبر هم باید در مسیر كمال خودش به مرتبه توحید برسد1. آن هم باید راه خودش را طی كند. آیا ما خبر داریم در آن وقتی كه حضرت یونس داشت نفرین میكرد چه تفكری داشت؟ ما كه نمیدانیم، شاید همینجا قرار است كه یك مسألهای اتفاق بیفتد. الان حضرت یونس نفرین میكنند كه اینها فایدهای ندارند!!! اما پیغمبر ما هیچ وقت نفرین نكرد، میفرمود اللهم اهْدِ قومی فانّهم لا یعلمون2. حضرت نوح نفرین كرد، حضرت یونس نفرین كرد، حضرت لوط نفرین كرد. اگر كافرند اینها هم كافر هستند، آن مشرك است این هم مشرك است، آن به محاربه و جنگ برخاسته، این هم به محاربه و جنگ برخاسته است. این مسأله باید برای خود حضرت یونس هم روشن شود كه این نفرینی كه تو كردی ما به این نفرین ترتیب اثر میدهیم و عذاب را میآوریم ولی آیا اگر تو نفرین نمیكردی قضیه به همین كیفیت باقی میماند؟ اگر تو صبر میكردی و به تأخیر میانداختی باز هم به همین كیفیت بود؟، چه مقدار از این نفرینی كه تو كردی به ما مربوط است و چه مقدار از این نفرین به اذیتهایی كه به تو كردند مربوط است. خیلی مسأله دارد خیلی دقیق میشود ها!! این نفرینی كه تو كردی ما به او ترتیب اثر میدهیم، عذاب را هم میآوریم. عذاب آمد همه هم دیدند و جریانش را میدانید. این مسأله چقدرش به ما مربوط است چون مخالفت با تبلیغ كردند، و چقدرش مربوط به اذیتی است كه به تو كردند؟ بالاخره اذیت میكنند آرام كه نمینشینند، مردم مردمی كه ولد چموش هستند اینها هر كدامشان یك بازی درمیآورند. پیغمبر فرمود: مَا أوذِی نَبِی مِثْلَ مَا اوذِیتُ قَطُّ3. اینها مردمی هستند كه آرام نمینشینند و هر روز یك اذیتی میكنند، این اذیتها چقدر در این نفرین تو مؤثر بوده است؟ بله ممكن است بگوییم كه ٥٠، ٦٠ درصد مربوط به خدا بوده، ٤٠ درصد مربوط به اذیتی است كه به تو كردند. ـ البته ما این حرفهایی را كه میزنیم همینطوری میگوییم، پایش بیافتد تا ده درصد هم جلو نمیآییم. ما برای حضرت یونس تكلیف تعیین میكنیم. نشستهایم در مدرسه فیضیه و خیلی خوب و راحت، الحمدلله جایمان هم خیلی خوب است داریم اینطوری برای پیغمبر پرونده درست میكنیم و تكلیفشان را تعیین میكنیم! ولی میگوییم خدایا اگر برایمان هم پیش آوردی خودت دستمان را بگیر، دیگر غیر از این چارهای نداریم. ما به ده درصد قضیه، جلو نمیآییم ـ آنوقت شما ببینید، این حكومتی كه به دست انبیای الهی میافتد آیا با آن حكومتی كه دست من و شما میافتد، یكی خواهد بود؟ نظراتی كه در این مسائل اعمال میشود، سلیقههایی كه در این قضایا اعمال میشود، حكمهایی كه در این زمینه از من و امثال من صادر میشود، ریشههایش در كجاها میتواند قرار داشته باشد؟ همه رحمانی است، همه توحیدی است، یا یك خرده دو خرده یا سه خرده، دیگر قضیه چیست؟ وقتی كه ما مسألهای را به پای اسلام میگذاریم حواسمان هست كه اگر رسول الله در اینجا بود چه میكرد؟ نگذاریم به پای اسلام، نگذاریم. ولی حالا كه به پای اسلام میگذاریم مردم هم به پای اسلام نگاه میكنند، اگر به پای اسلام میگذاریم پای پیغمبر به وسط كشیده میشود، پای امیرالمؤمنین به وسط كشیده میشود، پای امام مجتبی و سید الشهداء به وسط كشیده میشود، پای امام رضا به وسط كشیده میشود. در اینجاست كه باید خیلی آدم تنش بلرزد، نمیتواند همینطور نسبت به مسائل حكومت، قضا، فتوا، راحت باشد. تمام اینها را از دیدگاه دیگر ببینید چقدر انسان میتواند از این مبانی، از این آیات، از این قرآن، از این مسائل توحیدی استفاده كند و دیگر در قرآن قصه نخوانیم. داستان حضرت یونس برای انسان هم در طول زندگی پیش میآید. فقط باید از خدا بخواهیم وقتی كه انسان میخواهد عبور كند خدا انسان را درست عبور بدهد و با نمره تجدیدی و رفوزه عبور نكند. حالا ممكن است نمره بیست نگیریم و نمیگیریم چون هیچوقت نمره بیست برای ما نیست، نمره بیست برای اولیاء است و برای ما نیست. اما دیگر شش و پنج و چهار و صفر هم نگیریم، بالاخره یك ده به بالایی ده و یازدهی، همینقدر كه تجدید نشویم، نمیدانم الان نمره تجدید ده است كمتر است یا بیشتر است، آن وقت كه ما بودیم ده بود، ها؟
- جهت اطلاع بيشتررجوع شود به اربعين درفرهنگ شيعه ص ٣٩.
- امام شناسى ج ١٣ ص ٥٦.
- امام شناسى ج ١٠، ص ١٩٩.

