اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۸۸

3
  •  ولى باید به ایشان گفت كه در همان لوح تقدیر كه لوح محفوظ هست و همه تقدیرات و حوادث عالم كَون از آنجا نشأت گرفته و علم عنایى در آنجا تحقق پیدا كرده است، خود دعا و ناله و ابتهال هم در مسیر تثبیت مشیت رقم خورده است، یعنى قضاى الهى تا اینجا قرار است بیاید، بعد به اینجا كه رسید فلان دعا، فلان ندامت، فلان توبه، فلان ابتهال تغییرش مى‌دهد، مثل داستان حضرت یونس كه داستان خیلى عجیبى است1. واقعاً در این قرآن، توحید را به تمام معنى الكلمة مشاهده مى‌كنیم كه چگونه از ذات پروردگار آثار و صفاتش در عالم نشر پیدا مى‌كند. تمام این مسائل براى علم ماست، براى تبدل جهل ماست.

  •  در داستان حضرت یوسف اسرار عجیبى نهفته است، در داستان حضرت موسى و خضر، در داستان حضرت یونس: وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى الأنبیاء، ٨٧، حضرت یونس پیغمبر خداست، پیغمبر خدا كه گناه نمى‌كند، پیغمبر خدا مكلّف بر اجراى تكلیف است كه تكلیف را انجام بدهد، تبلیغ رسالت مى‌كند امّا قومش او را مسخره مى‌كنند و حرفش را گوش نمى‌دهند. آن حضرت هم نفرین مى‌كند نفرینش هم نافذ است. چون پیغمبر وقتى كه نفرین كند نفرین او، نفرین یك فرد عادى نیست، نفرین او نفرین در اجراى رسالت است، یعنى در اجراى رسالت این‌طور نیست كه پیغمبر بیاید نفرین كند حالا یا خدا برآورده مى‌كند و یا چونه مى‌زند، مثلًا ملائكه بگویند یا رسول خدا یك خرده دست نگه دار، یك خرده صبر كن تا ببینیم چه می‌شود. وقتی كه خداوند رسولی را می‌فرستد تمام امكانات و قوا را هم همراه با آن رسول می‌فرستد مگر اینكه خود آن رسول در مقام تخاطب صبر كند. در داستان حضرت نوح، حضرت نفرین می‌كرد و خدا می‌گفت: صبر كن.

  •  امّا اگر قرار بر این باشد كه پیغمبر یك عملى را از روى قصد و انشاء بخواهد انجام بدهد، آن دیگر رد خور ندارد. چون خودش إعمال مى‌كند و این قوا در اختیار او قرار داده شده است كه در راه رسالت و در راه ابلاغ تكلیف، اعمال كند. این برنامه هم جزو رسالت او قرار دارد.

    1. جهت اطلاع رجوع شود به مطلع انوارج ١٢ ص ٨٥.