جلسه ۷۸۸
8این عبد است منتهى عبد متجرّى است، عبد جسور است، این عبد، عبد كافر است، عبد، عبد مشرك است، وقتى اینطور باشد، پس بنابراین نفرینى كه مىخواهد بكند ممكن است نفرین جایش را عوض كند و نفرین نكند. همینطور این چیزها را تحمل كند و این مسأله را در نظر نیاورد، یا موقع نفرین فرق كند و به حدّى برسد كه در آن حدى كه رسید خود خطاب بیاید كه نفرین كن، یعنى اگر هم نفرین است از جانب اوست نه از جانب این. توجه مىكنید؟ یعنى همانطورى كه تبلیغ از جانب اوست، آن نفرین و این استدعاى عذاب هم از طرف او مىآید، از طرف خدا میآید. خدا میگوید: تو عذاب را طلب كن. آنوقت اگر از طرف او بیاید دیگر چهل روز در شكم ماهی ماندن را نداریم، دیگر آن) فظنان لن نقدر (را دیگر ندارد. این حرفها را ندارد چون از طرف اوست، همانطوری كه خطاب میآید كه ابلاغ این را بكن، همانطور خطاب میآیدكه فردا این مطلب را تقاضا كن. قضیه سیان میشود، بود و نبود یكی میشود، تبلیغ و عدم تبلیغ یكی میشود، هدایت و عدم هدایت یكی میشود، و الامر كله مستندٌ الیه میشود. نمیدانم تمام این چیزی كه مربوط به ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقي طه، ٢ إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشي طه، ٣، این مسأله ظاهر میشود كه همه به دست اوست و او بخواهد، إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ الله يَهْدِي مَنْ يَشاءُ ... القصص، ٥٦ اینجا ظهور پیدا میكند. ببینید كه اینها همه مظاهر خدا هستند، تا انسان بخواهد به این ظهور برسد كار دارد باید دورانی را طی كند. برای حضرت یونس طی كردن این به این كیفیت بود، برنامه را به این كیفیت ایشان انجام دادند.
اللهمَّ صلِّ عَلى محمَّد و آلِ مُحمَّد

