جلسه ۷۸۸
2روى این جهت خود این قوا كه در وجود اعضا پراكنده هستند، خودشان شعور و ادراك تدبیر ندارند. بله ممكن است بگوییم داراى شعور در اعمال رویه هستند ولى در تدبیر اینكه این كار را انجام بدهند و یا آن كار را انجام ندهند و در این ساعت این عمل را انجام بدهند و در ساعت دیگر نسبت به مسائل مختلفه انجام ندهند داراى این شعور نیست. كه در اینجا مسائل و فنون و علومى است كه مختص به خودش است.
در زمان مرحوم آقا یادم هست كه این شعرِ سعدى را ایشان مىخواندند و ایراد میگرفتند.
قضا دگر نشود گر هزار ناله و آه *** به شکر یا به شکایت بر آید از دهنی فرشتهای که وکیل است بر خزائن باد *** چه غم خورد که بمیرد چراغ پیرهزنی1 ایشان مىگویند كه: فرشته فقط به دنبال این است كه این عمل را انجام بدهد و كار به این ندارد كه چراغ پیرزن از بین مىرود یا نه؟! فرشته وظیفهاش این است كه: فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً النازعات، ٥، این فرشته مىآید و مشیتى را كه تعلّق گرفته است آن را انفاذ و تنفیذ مىكند.
ایشان مىفرمودند: اینطور نیست. آن چراغ پیرزن هم اگر تقدیر باشد خاموش مىشود و اگر تقدیر نباشد هزار طوفان هم نمىتواند آن چراغ را خاموش كند.2 موارد بسیار عدیدهاى دیده شده است و مسأله ثابت است كه در عین وقوع یك حادثه انسان مشاهده مىكند چطور بعضى از افراد از آن حادثه جان سالم به درمىبرند. ما به یك نحوى هم مىتوانیم توجیه كنیم. البته به این بیت ایشان، اشكال وارد است كه:
قضا دگر نشود گر هزار ناله و آه *** به شکر یا به شکایت بر آید از دهنی به شكر و یا به شكایت قضا تغیر و تبدّل پیدا مىكند. ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها ... البقرة، ١٠٦، همچنین در مسائل بدا، تبدّل حال و تبدّل قضا و قدر و امثال ذلك، اینها امورى هستند كه به واسطه دعا تغییر پیدا مىكند. چون خود دعا هم در مسیر قضا و قدر است. جناب سعدی تصورشان بر این است كه لوحِ محفوظی است و تقدیر بر فلان مسأله در آن لوح رقم زده و تمام شده است و كاری به سایر مسائل ندارد.
- گلستان سعدي، گفتار ٦٢.
- جهت اطلاع بيشتررجوع شود به افق وحى ص ٥٢.

