اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جایگاه عقل مدبر در نظام هستی

تحلیل توحید افعالی و نسبت اراده انسان با مشیت الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه عقل مدبر در نظام هستی و چگونگی تدبیر قوای مختلف در وجود انسان می‌پردازد. ایشان با نقد دیدگاه‌های محدود در تفسیر قضا و قدر، بر این نکته تأکید می‌کنند که تمام افعال عالم در تحت مشیت الهی قرار دارد و دعا و ابتهال نیز خود بخشی از مسیر تحقق قضا و قدر است. در ادامه، با واکاوی داستان حضرت یونس علیه‌السلام، به بررسی دقیق نسبت میان نفرین انبیاء، اجرای رسالت و مراتب توحید افعالی پرداخته می‌شود. این بحث با هدف روشن‌سازی این حقیقت است که چگونه اولیاء الهی در مسیر سلوک خود به درک عمیق‌تری از ربوبیت حق دست می‌یابند و چرا درک صحیح از مسئولیت‌پذیری و جایگاه بندگی، نیازمند عبور از نگاه‌های سطحی به حوادث عالم است. در نهایت، این جلسه مخاطب را به تأمل در اسرار نهفته در قصص قرآنی برای فهم بهتر مسیر کمال دعوت می‌کند.

تبیین جایگاه عقل مدبر در نظام هستی

2
  • روى این جهت خود این قوا كه در وجود اعضاء منبث و پراكنده هستند، شعور و ادراكِ تدبیر ندارند. بله، ممكن است بگوییم که داراى شعور در إعمال رویه هستند ولى شعور در تدبیر كه این كار را انجام بدهند و آن كار را انجام ندهند و در این ساعت این عمل را انجام بدهند و در ساعت دیگر... نسبت به مسائل مختلفه [این شعور را ندارند] که در اینجا دیگر مسائل، فنون و علومى است كه مختص به خودش است.

  • یادم هست یک وقت مرحوم آقا ـ رضوان ‌الله‌ تعالی علیه ـ این شعر را که برای سعدى است مى‌خواندند و ایراد مى‌گرفتند.

  • قضا دگر نشود گر هزار ناله و آه***به کفر یا به شکایت برآید از دهنی
  • فرشته‌ای که وکیل است بر خزاین باد***چه غم خورد که بمیرد چراغ پیرزنی1
  • می‌گوید که آن فرشته فقط به‌دنبال این است كه این عمل را انجام بدهد و كاری به این ندارد كه چراغ پیرزن ازبین مى‌رود و فقط وظیفه‌اش این است كه ﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾2 بیاید و مشیّتى را كه تعلّق گرفته است انفاذ و تنفیذ ‌كند.

  • ایشان مى‌فرمودند: نه! آن چراغ پیرزن هم اگر تقدیر باشد، می‌میرد و خاموش مى‌شود و اگر تقدیر نباشد هزار طوفان هم نمى‌تواند آن چراغ را خاموش كند! خب موارد بسیار عدیده‌اى دیده شده است و مسئله ثابت است كه در عین وقوع یك حادثه، انسان مشاهده مى‌كند چطور بعضى از افراد از آن حادثه جان سالم به درمى‌برند! خب این یک مسئله است البته ما به‌نحوى هم مى‌توانیم توجیه كنیم.

  • قضا دگر نشود گر هزار ناله و آه***به کفر یا به شکایت برآید از دهنی
  • ‌تغییر مسائل بداء و قضا و قدر به‌واسطۀ دعا

  • البته به این بیت اشكال وارد است که به شكر و یا به شكایت قضا تغیّر و تبدّل پیدا مى‌كند. ﴿مَا نَنسَخۡ مِنۡ ءَايَةٍ أَوۡ نُنسِهَا نَأۡتِ بِخَيۡرٖ مِّنۡهَآ أَوۡ مِثۡلِهَآ﴾3 هم‌چنین در مسائل بداء و مسائل دیگر؛ تبدل حال و تبدل قضاء و قدر و امثال‌ذلك، اینها امورى هستند كه به‌واسطۀ دعا تغییر پیدا مى‌‌كنند و خود دعا هم در مسیر قضاء و قدر است. جناب سعدى تصورشان بر این است كه یک لوحِ محفوظى هست و تقدیر بر آن لوح محفوظ، فلان مسئله را رقم زده و تمام شد و دیگر كارى به سایر مسائل نداریم ولى باید به ایشان گفت كه در همان لوح تقدیر كه لوح محفوظ است و همۀ تقدیرات و حوادث عالم كون در آنجا نشئت گرفته و علم عنایى در آنجا تحقق پیدا كرده است، خود دعا و ناله و ابتهال هم در مسیر تثبیتِ مشیت رقم خورده است؛ یعنى قضاى الهى تا اینجا قرار است بیاید و به اینجا كه رسید فلان دعا، فلان ندامت، فلان توبه و فلان ابتهال [تغییرش مى‌دهد] مثل داستان حضرت یونس كه داستان خیلى عجیبى است! واقعاً در این قرآن، ما توحید را بتمام معنى الکلمة مشاهده مى‌كنیم كه چگونه از ذات پروردگار آثار و صفاتش دارد در عالم نشر پیدا مى‌كند و همۀ این مسائل براى علم ما و براى تبدل جهل ماست.

    1. گلستان سعدی، باب هشتم، حکمت 65.
    2. . سوره نازعات (79) آیه 5. امام ‌شناسی، ج 5، ص 147:
      «سوگند به فرشتگانى كه تدبیر امور مى‌كنند.»
    3. . سوره بقره (2) آیه 106. مهر تابان، ص 396:
      «ما هر آیه‌اى را كه نسخ كنیم و برداریم و یا به فراموشى اندازیم، مثل آن را یا بهتر از آن را مى‌آوریم.‌»