جلسه ۷۸۷
9در مورد بوعلی میگویند: چشمش در یك حدی بوده كه اصلًا به طور كلی افراد عادی قادر به دیدن آن نبودند. چون بوعلی از نظر قوای ظاهری غیرعادی بوده است مثلا ذائقه، سمع و بصرش، تفاوت میكرده است. افراد با هم دیگر مختلف هستند. همانطور كه انسان از نقطه نظر كیفیت اشتداد و ضعف قوای ظاهری اشیاء در ابهام قرار دارند، همینطور از نقطه نظر قوای باطنی اشیاء در ابهام قرار دارند. نه اینكه نیستند بلكه هستند ولی او نمیداند. این میداند و او نمیداند. این یك دستگاهی دارد كه اینجا را میبیند و منعكس میكند اما این آن دستگاه را ندارد. نشسته اینجا و فقط دور و بر خودش یك چهاردیواری دارد كه همین را مشاهده میكند و چیزی تغییر پیدا نمیكند. این هم تتمه مطالب.
هر كدام از موجودات عالم تشخّص خاص خودشان را دارند. نبات یك تشخص دارد كه خود نبات منقسم به انواع مختلف میشود. حیوان یك تشخص دارد كه او را از نبات جدا میكند امّا خود آن حیوان باز هم به انواع مختلفه تقسیم میشود و همینطور انسان، هر كدام از اینها تشخّص خودشان را دارند.
تلمیذ: انسان به اعتبار نفس تشخص دارد؟
استاد: نبات هم تشخص دارد، الان این درختی كه اینجاست این هم تشخص دارد، الان اسم این چیست كه دارد صدا و عكس و قیافه ما را نشان میدهد و فیلمبرداری میكند، این هم الان یك تشخص برای خودش دارد، كاری كه دارد میكند، عكسی كه دارد برمیدارد، صدایی كه دارد ضبط میكند، این الان تشخص خاص را دارد. هر چیزی در اینجا تشخص دارد كه به معنای بروز و ظهور یك طبیعت نوعیه خارجی است. طبیعت نوعیه تا به بروز نیاید در مرحله ابهام است، كسی چیزی نمیبیند، مشت پر كن نیست، كسی چیزی مشاهده نمیكند، همین كه شما دیدی این شد تشخص، همین كه با او مواجه شدید میشود تشخّص. حالا فرقی نمیكند چه مجرد باشد چه مادی باشد، از این نظر تفاوت نمیكند.

