جلسه ۷۸۷
6ببینید ما مسأله مثال را یك عالم مدیر و مدبر عالم ماده و جدای از عالم مافوق و ملكوت نمیدانیم، عالم مثال همان حیثیت عالم مادّه است منتهی در یك فضای لطیفتر و با یك نحوه تجرد و با قوانین خاص خودش، خودش از خودش اختیار ندارد. شما وقتی كه حقیقتی را در خواب میبینید، مثلا فرض كنید كه در فلان جا شركت كردید، یك هفته قبل در خواب میبینید كه در فلان جلسه شركت كردید، یا فردا فلان كس را میبینید، اتفاق هم افتاده است. فردا صبح هم همین كه بیرون آمدید با فلان كس برخورد كردید. آنچه كه شما در خواب دیدید عالم ماده كه نیست، مادهاش را فردا مشاهده میكنید، پس این میشود عالم مثال. این كه در عالم مثال هست علت برای ظهور عالم ماده میشود و آن حقیقت مثالی علت برای این میشود. افرادی كه نسبت به مثال اشراف پیدا میكنند در واقع به علت آن اشراف پیدا میكنند، ماده را كه نمیبینند، ماده بعدا میآید، مثلا میگویند: یك سال دیگر فلان قضیه اتفاق خواهد افتاد. یك سال دیگر كه الان نیامده و هنوز چیزی نیست كه بخواهد اتفاق بیفتد. البته طبق آن مبنایی كه ما گفتیم و قبلا تنقیح شد، همه عالم ماده الان موجود است، منتهی از دید ما پنهان است. چون علم ما و ادراك ما نسبت به حقائق عالم مادّه مشمول قوانین خود ماده است، ما خارج از قوانین ماده كه نمیتوانیم علم و ادراك پیدا كنیم. الان چشم ما در صورتی میتواند اشیاء را منعكس كند و ما به او علم پیدا كنیم كه حاجز و مانعی نداشته باشد. قوانین فیزیك اجازه نمیدهد كه چشم ما پشت این دیوار را ببیند برای اینكه پشت این دیوار دیده شود ما نیاز به یك قانون فیزیك دیگری داریم كه آن دستگاه خاص را به كار بیندازیم. اگر ما باشیم و همین بدن و همین چشم و همین اجزائی كه در مقابل ما هست، هیچگاه به پشت این دیوار اطلاع پیدا نخواهیم كرد. در صورتی كه پشت این دیوار چیزهایی موجود است ولی ما اطلاع نداریم. اطلاع نداشتن ما دلیل بر عدم آنچه را كه پشت این دیوار است نیست، ندیدن ما دلیل بر عدم اطلاع ماست؛ نه بر نبودن چیزی پشت این دیوار. حالا اگر یك دستگاهی آوردید كه آن دستگاه با اشعه از جرم عبور كرد، مثل دستگاه عكسبرداری كه داخل شكم و روده آدم و كله آدم را نشان میدهد. فرض كنید فلان مریض در مغزش مسألهای پیدا شده است مثلا رگ آن پاره شده، یا فلان چیز داخل مغزش درآمده است یا اینكه مغزش آب آورده است شما نمیتوانید ببینید. چرا؟ چون این چشم فقط پوست را میبیند در حالی كه شما احتیاج دارید كه از استخوان عبور كنید، از این جمجمه رد شوید، این چشم از جمجمه رد نمیشود، نور نمیگذارد از آن رد شود، نور یك حدی دارد. خصوصیات چشم و قرنیه و عدسی و شبكه اینها یك قوانین مخصوص به خودش دارند و یك توان مخصوص به خود و یك استعداد مخصوص به خود دارند كه با وجود این خصوصیات انسان نمیتواند بیشتر از آن حد را ببیند حالا اگر از قانون دیگری استفاده كردید و در چشمتان تصرف كردید، تصرفی كه دیگران نمیتوانند این تصرف را انجام بدهند یا در چشمتان تصرف نكردید و در آن حاجزی كه در مقابل شماست تصرف كردید وقتی كه آن حاجز رفت و جنبه مانعیت و حجز را به واسطه تصرف از دست داد آنچه را كه در پشت این دیوار موجود است شما از آن آگاه خواهید شد و نسبت به آن اطلاع پیدا میكنید. حالا اطلاع شما، اطلاع برزخی است یا اطلاع مادی است؟ این اطلاع، اطلاع مادی است.

