اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۸۷

3
  •  اشكالی كه به كلام مرحوم علامه وارد می‌شود و تأملی كه در اینجا هست از دو ناحیه می‌باشد:

  •  اشكال اول: اینكه شما می‌فرمایید همه عقول مجرده ارتباطشان نسبت به آن انواع، به نحو تساوی است از كجا این مطلب را اثبات می‌كنید؟ این ادعای بدون دلیل است. چون عقل مجرد از نقطه نظر حیثیت علّیه نسبت به جزئیات و مصادیق نوع خودش، دارای إعمال رویه متفاوت شدتاً و قوتاً و ضعفاً و نقصاً و اشتداداً است. نسبت به اصل انسانیت كه در همه یكسان است، ولی آن حقیقت نوعیه كه از او تعبیر به مُثُل افلاطونی می‌شود كه عقل مستقل و مجرد است در حقیقت انسانیت كه به عنوان بروز و ظهور خارجی است دارای خصوصیات مختلف می‌باشد و این چیزی نیست كه همه در یك حدّ باشند و همه یك چوب تراشیده و یك قالب‌گیری واحد داشته باشند. یك وقتی می‌گوییم آن عقل مجرد فقط یك جنبه اداره و اشراف دارد و فقط امر و نهی می‌كند آنجا جای بحث نیست، مثل مدیر اداره كه می‌گوید: شما برو آن كار را انجام بده و به فلانی می‌گوید: شما برو آن كار را انجام بده و به معاونش می‌گوید بیا این نامه را امضا كن، یعنی خودش كاری انجام نمی‌دهد فقط به افراد دیگر دستور می‌دهد كه این كارها را بكنند. این یك امر اعتباری و اداره اعتباری می‌شود.

  •  اما در اداره حقیقی كه همان عقل مجرد و مستقل است آن را علت و سر سلسله برای تحقّق انواع خارجی می‌دانیم. دیگر این مسأله یك مسأله اعتباری نیست، بلكه یك مسأله حقیقی و تكوینی است. لذا مسأله حقیقی و تكوینی جز در دائره علیت و معلولیت چه توجیهی می‌تواند پیدا كند؟ یعنی وقتی كه زید تحقّق به زیدیت پیدا كرد و وقتی كه نطفه‌اش منعقد شد و تبدیل به علقه و مضغه شد و سیر انسانیت او در رحم مادر انجام شد و متولّد شد؛ در تمام حركات و سكنات و حركت استمراریه و وصول به مرتبه كمال كه همان وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي الحجر، ٢٩ هست، مگر غیر از این است كه در تحت اداره مدیر و مدبر و مستقلِ عقل واحدِ مجرد هست، مگر غیر از این است كه همه باید در تحت سیطره آن قرار بگیرند و از ناحیه آن نشأت بگیرند و مگر معلول غیر از همان حیثیت علّیه در رتبه مادون است؟ معلول امر دیگری جدای از علّت نیست كه حساب و كتاب دیگری داشته باشد تا علّت برای خودش باشد و معلول هم برای خودش. علت بگوید بشو و معلول هم از آن‌طرف بشود. این‌طور كه نیست!! حیثیت علّیه در مرحله مادون، اسمش معلول است و معلول از نظر علیت در مرتبه مافوق اسمش علت است. این می‌شود علت و آن می‌شود معلول، آن می‌شود مادون و آن می‌شود مافوق. بنابراین شما كه می‌فرمایید: عقلِ مجرد، نسبت به همه یكسان است، ما كه نتوانستیم به این مطلب برسانیم!!!