جلسه ۷۸۷
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
مرحوم شیخ اشراق دو دلیل برای اثبات عقل مجرده و مسیطره بر اجزاء مادیه و انواع، ذكر كردهاند.
دلیل اوّلی كه ذكر شد است این است كه: قوای نباتیه و حیوانیه از غاذیه و نامیه و مولّده و امثال ذلك، عَرَض هستند و عارض بر محلند و به تحوّل محل ـ اگر روح بخاری و یا مادی باشد ـ این قوا هم طبعاً متحوّل و متغیر خواهند شد. در این صورت آن قوه به انتفاء محلِ خودش و تبدیل آن محل به محل دیگر خود آن قوه هم طبعاً منتفی خواهد شد و دیگر اثری از او باقی نخواهد ماند. اگر قرار باشد كه قوه نامیه باقی باشد مستبقی این قوه نامیه طبعاً نمیتواند آن محل باشد. چون با انتفاء آن، خود عارض هم منتفی خواهد شد.
دلیل دوّمی كه ذكر میكنند این است كه: بالاخره این قوا هر كدامشان یك جنبه معلولی نسبت به ورود آن مواد كه مغذی آنها و مبقی آنها هستند دارند و آن مواد هم دائماً در حال تحلّلند و وقتی كه آن ماده متحلّل و منحلّ شود طبعاً قوایی كه متولد از آنها هستند آنها هم از بین خواهند رفت و برای بقاء قدرت و قوا و عدم سریان عدم ـ چون وقتی لحظهای بر این قوا عدم حاكم شود طبعاً آن قوا معدوم خواهند شد و به دنبال آن، اصل بقاء آن نوع و آن جسم، زیر سؤال خواهد رفت. لذا باید یك مسأله غیرمادی كه جنبه تجردی دارد؛ باشد تا بتواند حافظ این قوا در عین عروضشان بر مَحال خودشان باشد.
این هم طبعا دلیل بدی نیست برای اینكه هر معلولی تابع علت خودش است، علت كه از بین رفت طبعاً معلول هم دیگر پایه و اساسی نخواهد داشت. مرحوم صدر المتالهین این دو دلیل را ذكر كردهاند.
مرحوم علامه در اینجا یك ایرادی وارد میكنند و میفرمایند: این دو دلیل نسبت به مقصود كافی نیست. زیرا خود همین افراد و قائلین به ارتباط انواع با عقل مستقل و عقل مجرد كه از او تعبیر به ربّ النوع میشود خود اینها معتقدند بر اینكه این ارتباط وجود دارد، بالاخره اینها از حكمای الهی بودند مادی كه نبودند. آنها قائل به ارتباط و ربط حادث به قدیم و ربط انواع و عالم ملك و عالم شهادت به عالم ملكوت هستند.

