اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی ادله اثبات عقل مجرد و مسیطر بر اجزاء مادی می‌پردازند. بحث با تبیین دلایل شیخ اشراق در مورد تجرد قوای نباتی و حیوانی آغاز می‌شود که به دلیل تحلل و تبدل محل، نمی‌توانند حافظ بقای خود باشند و نیازمند یک حقیقت غیرمادی هستند. در ادامه، اشکال مرحوم علامه طباطبایی مبنی بر تساوی ارتباط عقل مجرد با همه انواع و ارجاع تمایزات به علل مادی مطرح و نقد می‌شود. استاد با رد این دیدگاه، تبیین می‌کنند که عقل مجرد در مراتب علیت، دارای حیثیت‌های متفاوت است و حتی مخصصات مادی نیز تحت تدبیر و سیطره همان عقل مستقل عمل می‌کنند. در پایان، جایگاه عالم مثال و تفاوت اطلاع اولیاء الهی از امور مستقبله با خواب‌های عادی بررسی شده و بر این نکته تأکید می‌شود که تمامی موجودات، از نبات تا انسان، دارای تشخص و تسبیح خاص خود در تحت تدبیر الهی هستند.

اثبات عقل مجرد و تدبیر عالم ماده

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی ادله اثبات عقل مجرد و مسیطر بر اجزاء مادی می‌پردازند. بحث با تبیین دلایل شیخ اشراق در مورد تجرد قوای نباتی و حیوانی آغاز می‌شود که به دلیل تحلل و تبدل محل، نمی‌توانند حافظ بقای خود باشند و نیازمند یک حقیقت غیرمادی هستند. در ادامه، اشکال مرحوم علامه طباطبایی مبنی بر تساوی ارتباط عقل مجرد با همه انواع و ارجاع تمایزات به علل مادی مطرح و نقد می‌شود. استاد با رد این دیدگاه، تبیین می‌کنند که عقل مجرد در مراتب علیت، دارای حیثیت‌های متفاوت است و حتی مخصصات مادی نیز تحت تدبیر و سیطره همان عقل مستقل عمل می‌کنند. در پایان، جایگاه عالم مثال و تفاوت اطلاع اولیاء الهی از امور مستقبله با خواب‌های عادی بررسی شده و بر این نکته تأکید می‌شود که تمامی موجودات، از نبات تا انسان، دارای تشخص و تسبیح خاص خود در تحت تدبیر الهی هستند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اثبات عقل مجرد و تدبیر عالم ماده

8
  • و ما ظُنَّ أنَّ لِلنَباتِ نَفساً مُجَرَدَةً مُدَبِّرَةً فَلَیسَ بِحَقٍ وإلاّ لَکانَت ضایِعَةً مُعَطَلَةً مَمنوعَةً عَنِ الکَمالُ أبداً و ذلِکَ مَحال.

  • اگر بعضى‌ها این‌طور گمان كرده‌اند كه نبات یك نفس مجرده و مدبره دارد و دیگر نیازى به آن وجود مستقل و عقل مستقل نداریم چون خود هر نباتى یك نفس مجرده و مدبره [دارد]، این صحیح نیست چون هر نفس مجردی تابع كمال است درحالى‌كه ما براى نبات، نمى‌توانیم كمالى احساس كنیم. چون اینها ازبین مى‌روند و امرى كه بدون هدف و قسرى است امر محالى خواهد بود. پس این یك نفس مجردۀ مدبره ندارد. بله، یك وقت این مسئله [فراموش] نشود که خود نبات هم داراى صور مثالى هست ولی آن صور مثالى در تحت سیطره و اشراف آن ملكوت است كه آن ملكوت این نبات را به این شكل و به این فعلیت قرار مى‌دهد ولی خودش این را به‌تنهایى ندارد.

  • ثُمَّ القُوَّةُ المُسَمّاة عِندَهُم بالمُصَوِّرَةِ قُوَّةٌ بَسیطَةٌ فَکَیفَ صَدَرَ عَنها تَصویرَ الأعضاء مَعَ المَنافِعِ الکَثیرِ فی حفظِ الأشخاصِ و الأنواع و غیرِ ذلک مما هو مذکورٌ فی کتبِ التشریح‌.

  • این قوه‌ای که به آن قوۀ مصوره می‌گویند: بَسیطَةٌ، چطور این قوه مى‌تواند اعضاء مختلفه را كه هركدام داراى ماهیات مختلف هستند تصویر كند و بتواند منافع زیادى را كه در حفظ شخص و نوع تأثیر دارند به‌وجود بیاورد بدون اینكه خودش داراى عقل و تدبیر باشد؟!

  • عالم مثال همان حیثیت عالم ماده

  • تلمیذ: تفاوتش چه شد ... بگوییم که این صورت ... نیست صورت مثالی است خب همان می‌شود، ما فقط بین اسمشان فرق گذاشتیم واقعیتش یکی است

  • استاد: ببینید ما مسئلۀ مثال را یك عالم مدیر و مدبّر عالم ماده جداى از عالم مافوق و ملكوت نمى‌دانیم، عالم مثال همان حیثیت عالم ماده است منتها در یك فضاى لطیف‌تر و با یك نحوۀ تجرد و با قوانین خاص خودش است و خودش از خودش اختیار ندارد. وقتى كه شما یک حقیقتى را در خواب مى‌بینید مثلاً یك هفته قبل در خواب مى‌بینید كه در فلان جلسه شركت كردید یا فردا فلان شخص را مى‌بینید، اتفاق هم افتاده است که مثلاً آنجا رفتید و فردا هم که بیرون آمدید با فلانی برخورد كردید. خب آنچه كه شما در خواب دیدید كه عالم ماده نیست، ماده‌اش این است که فردا دارید مشاهده مى‌كنید، پس این عالم مثال مى‌شود. حقیقت مثالى آنچه كه در عالم مثال هست علت براى ظهور عالم ماده مى‌شود. افرادى كه نسبت به مثال اشراف پیدا مى‌كنند در واقع به علت اشراف پیدا مى‌كنند. ماده را كه نمى‌بینند، ماده بعداً مى‌آید. [مثلاً] مى‌گویند که یك سال دیگر فلان قضیه اتفاق خواهد افتاد خب یك سال دیگر كه الآن نیامده و هنوز چیزى نیست كه بخواهد اتفاق بیفتد. البته طبق آن مبنایى كه ما گفتیم و مسائلی که قبلاً تنقیح شد همۀ عوالم ماده الآن موجود است منتها از دید ما پنهان است چون علم و ادراك ما نسبت به حقایق عالم ماده مشمول قوانین خود ماده است و ما خارج از قوانین ماده كه نمى‌توانیم علم و ادراك پیدا كنیم.

/