جلسه ۷۸۶
9یا اینكه فرض كنیم كه در مورد حج، این میگوید من زودتر رفتم اسم نوشتم، آن میگوید من زودتر رفتم اسم نوشتم، خب در اینجا چه كار بكند؟ كاری نمیشود كرد، میگوید قرعه بینداز، امسال تو برو، سال دیگر فرض كن شخص دیگر برود، این دیگر چیزی نیست كه بخواهند نصفش كنند.
ولی وقتی كه نه مسئله، مسئله مالی است، منزلی است، ماشینی است، فرض بكنید كه ملكی است، عقاری است، راجع به این قضیه هست و احتمال طرفین هست، عقل سلیم و آن فطرت ساذج در اینجا چه حكمی میكند؟ میگوید قرعه بینداز؟ خب شاید قرعه به اسم این درآمد، ولی مال آن باشد. بله یك وقت قرعه به عنوان حكم بطئی و قطعی است و یا از ناحیه شارع برای حصم مثلا دعواست این یك مطلبی است، یا اینكه از نقطه نظر طریقیت آنقدر این طریقیت، طریقیت قویهای هست، كه میتواند این موصل به مطلوب باشد، و موصل به مقصود باشد، خب حرفی نداریم، بحثی نداریم، خب در آنجا مفید قطع است، در آنجا موجب قطع است. ولی قرعهای كه بعد معلوم میشود كه طرف میگوید بابا والله و بالله به پیر و پیغمبر كه این برای من است، قرعه به اسم این افتاده حالا من نمیدانم چه كار كرده، وردی خوانده، مهره مار داخل جیبش هست، ولی مال من است، خب چه كار میكنید؟ نه آقا القرعة لكل امر مشكل! نه آقا هیچ راهی ندارد! خب این كه نشد، این كه نمیشود، در اینجا به واسطه همین مبنای عقلائیه و همین سیره عقلائیه و فطری، اشكال برطرف میشود، وقتی اشكال برطرف شد میگویند خب حداقلش این است كه اگر ملك برای این باشد ٥٠ درصد كه به او نمیرسد ٥٠ درصد دیگر كه میرسد، این ٥٠ درصد را عرف و عقل سلیم میآید غلبه میدهد بر اینكه ١٠٠ درصد گیرش نیاید! میگوید اگر قرعه باشد خب احتمال دارد ١٠٠% گیرش نیاید، در اینجا میگوید حداقل ٥٠ درصد گیرش بیاید، این ٥٠ درصد گیرش بیاید چه كار میكند؟ اشكال را برطرف میكند، چون دلیل نیست نه برای این دلیل نه برای آن، توجه فرمودید؟

