جلسه ۷۸۶
8مثلا فرض كنیم یكی از مواردش را حالا بنده عرض میكنم، یكی از موارد القرعة لكل امر مشكل است. خب الان خیلیها در یك موردی كه فرض كنید كه مسئله، مسئله مشخصی نیست، فتوا میدهند، منزلی فرض كنید كه برای دو نفر است، یا فرض كنید كه یك موردی هست، فرسی هست، ماشینی است، خب این چیزی نیست كه بخواهد به مناصفه تقسیم بشود، ماشین را اره بگذارند وسطش و نصفش كنند یا باید بگوید مال این است و یا مال اوست.
خب خیلیها میگویند كه القرعة لكل امر مشكل! درست شد؟ امّا شما اگر قاضی هستید بخواهید بینكم و بین الله حكم كنید چه حكمی میكنید؟ آیا میگویید كه در اینجا قرعه میاندازیم، لكل امر مشكل دیگر، شارع آمده گفته القرعة لكل امر مشكل یا الله، قرعه بینداز آقا، قرعه به اسم این آمده تو برو پی كارت و ماشین هم برای این است، این یا اینكه اگر بخواهید در دادگاه به این قضیه نگاه كنید مردم نسبت به این قضیه چه میگویند؟
مردم آقا نگاه میكنند به آن فطرت صادق خودشان، میگویند خب در اینجا باید تنصیف كرد، راه حل عقلائی این است كه وقتی كه دلیلی بر هر دو طرفین نیست و احتمال در هر دو یكی است در اینجا باید تنصیف كرد، آنجا كه نمیشود اره گذاشت نصفش كرد، میگویند آقا ماشین را بفروش نصف پولش را تو بردار و نصف پولش را هم تو بردار، همه جای دنیا هم همین كار را انجام میدهند درست شد؟ خیلی خب.
حالا شما نگاه میكنید میبینید بعضیها میآیند فتوا میدهند كه آقا نخیر اینجا القرعة لكل امر مشكل، خب این كسی كه میگوید القرعة لكل امر مشكل، این وصفی كه در این جا آورده خب با این كیفیت و فرض كنید كه تنصیف قیمی كه در اینجا شده خب دیگر اشكال برطرف میشود، دیگر موضوع برای قرعه باقی نمیماند، وقتی كه مجتهد میخواهد در اینجا فرض كنید كه قرعه بیندازد، مگر نباید موضوع، موضوع مشكل باشد؟ وقتی كه آمد بر مبنای آن فطرت عرفی و بر مبنای حكم عرفی كه در همه جای دنیاست حكم كرد ... الان در نصاری در محاكم خود چه كار میكنند؟ آنها كه رسائل شیخ را نخواندهاند! آنها كه نمیدانم به روایت القرعة لكل امر مشكل عمل نمیكنند، نمیفهمند چیست، یهود و نصاری، فرض كنید كه بیدین و بادین، لامذهب، غیر مذهب همه اینها در محاكم خودشان چه میكنند در یك همچنین موردی؟ استمداد میجویند از همان فطرت خودشان، از همان فهم خودشان، این میشود مبنا برای چه؟ تشكل موضوع لدی الشارع عند عدم تشكیل الموضوعیة، وقتی كه خود شارع موضوعی را از قبل خودش القاء نمیكند، باید همان موضوع، همان مفهوم، همان مصداقی را كه در عرف بینالملل مردم بر آن اساس میآیند مسائل خودشان را، مسائل اجتماعی خودشان را، موضوعات خودشان را انجام میدهند، انسان باید مجتهد هم باید همان را تبعیت كند. پس یك وقتی اصلًا جا برای تنصیف نیست، این میگوید جای من اینجاست من زودتر آمدم، آن میگوید من زودتر آمدم، جا را كه دیگر نمیشود نصف كرد پولش را هم كه نمیشود داد، گفتند كه اینجا دیگر قرعه باید انداخت.

