جلسه ۷۸۶
6ببینید یك مطلب خیلی مهمی كه در اینجا هست این است، این قضیهای است كه خب میگویند، خیلیها در كتبشان هم مطرح كردند و حرف درستی هم هست كه شارع براساس مفاهیم عرفی با مردم صحبت میكند. خب چرا شارع براساس مفاهیم عرفی و آن عرف متعارف و متدارج با مردم صحبت میكند و بیانش برای مردم بر اساس قوانین محاوره است؟ چرا اینطور است؟ برای چه؟
چون شارع دارد با خود مردم حرف میزند، با لغت مردم، با المنجد مردم، با فرهنگ مردم، دارد صحبت میكند، با فرهنگی كه خودش دارد با آنها تخاطب میكند، آنوقت چطور میتواند برای خودش یك فرهنگ جدا بیاورد؟ یك وقتی شارع میآید یك فرهنگ را عوض میكند، یك لغتی را عوض میكند، یك موضوع جدیدی میآورد برای مردم، یك حكم جدیدی میآورد، یك موضوع جدیدی میآورد، خب دیگر در این صورت مسئله به همین كیفیت هست.
میگوید فرض كنید كه در مورد قصد عشرة ایام، اگر از قبل از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب این شخص برسد، من شارع این را ده روز حساب میكنم، ده روز از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب، در حالتی كه مردم یك روز را این حساب نمیكنند، مردم یك روز را ٢٤ ساعت حساب میكنند، یك شخص برود میگویند آقا چند روز میمانی؟ این چند روز را نمیگوید از قبل طلوع آفتاب همین كه تیغ آفتاب میخواهد بزند من منظورم این است!، ده تا مثلا یا ٥ روز از قبل از طلوع شمس میمانم تا غروب، بعد از غروبش حالا میخواهم بروم، كسی چنین كاری نمیكند، نه در ایران، نه آمریكا، نه استرالیا، نه افریقا، هیچ كس، كسی نمیآید بگوید كه آقا سفر شما چند روز طول میكشد؟ بگوید پنج روز قبل از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب طول میكشد! میخندند میگویند آقا به سرت زده؟ خیلی مثل اینكه توهُّم میكنی، پنج روز میمانم، یعنی پنج شبانهروز.
شما میروید در هتل، وقتی كه وارد یك شهر میشوید در هتل، مثلا طلوع آفتاب منظور جنابعالی است؟ مگر میخواهی روزه بگیری حاجی؟ بگو ببینم چند روز میخواهی بمانی، از تاریخ فلان، چند ژانویه خارجی حالا تا نمیدانم چندم ژانویه، یا مارچ و فلان.

