اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۸۶

5
  •  پس هم در آن‌جا، هم در مورد وصف مفهوم هست، هم در مورد شرط، اگر شارع بگوید كه فی الغنم السائمة زكاة، ما می‌گوییم فی الغنم المألوفة لیس بزكاة، زكات نیست، چرا؟ چون شارع برای چه بگوید فی الغنم السائمة زكاة، در حالتی كه در غنم مألوفة زكات هست؟! خب می‌گوید فی الغنم زكاة، در هر دوی آن یكی است.

  •  این گفتن فی الغنم السائمه برای چیست؟ یا باید ببینیم شارع هر چه آمده می‌گوید همین‌طور بگوید! هر چه از دهانش درآمد و حالا چه این‌طرف و چه آن‌طرف را بگیرد! این است؟! اگر این است كه به هر كیفیتی، زبان شارع گشت، گشت! یك وقت این‌طور ما نسبت به شارع حكم می‌كنیم، خب آن دیگر اشكال ندارد!! آن‌وقت دیگر در آن صورت حساب و كتاب‌مان با او جور دیگری خواهد بود. یك وقتی ما شارع را شارع حكیم و دارای حساب و كتاب می‌دانیم، كلامی را كه می‌گوید روی حساب است و مسائلی كه می‌گوید روی حساب است، اگر این‌طور است حتی اگر فرض بكنیم كه بیاید یك شخص از شارع سؤال بكند كه یا ایها الشارع فی الغنم السائمة زكاة؟ شارع بیاید بگوید، باید بگوید فی الغنم السائمة زكاة، چرا؟ چون این جنابی كه الان دارد از او این سؤال را می‌كند این حرف شارع را هم برای خودش ترتیب اثر می‌دهد، هم به افراد دیگر این مطلب را منتقل می‌كند: رفتم پیش شارع و از شارع راجع به غنم سائمة سؤال كردم، او گفت كه فقط در الغنم السائمة زكاة، اسمی در این‌جا از غنم مألوفه نیاورد، پس می‌گویند این زكات ندارد، حكم تكلیف در آن‌جا خلاصه تاخیرالبیان عن وقت الحاجة و این مسائل پیش می‌آید و حداقلش این است كه موجب ابهام و تردید و تشكیك خواهد شد برای مخاطبین.

  •  به همین جهت، شارع هنگامی كه یك مطلب فقهی یا یك حكم تكلیفی را بیان می‌كند باید نسبت به تبعات آن شرط و وصف و لقب و امثال ذلك كه بر این موضوع بار می‌كند نظر داشته باشد. فلذا اگر بیاورد كه إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا این معنا را می‌رساند كه اگر فاسقی نیامد، آن الزام طبعاً نیست و همین سیره عقلائیه است و شارع هم در این‌جا جدا از سیره عقلائیه كاری انجام نمی‌دهد.