اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۸۶

10
  •  خب ما در موارد زیادی داریم كه در این‌جا به همان متفاهم عرفی بایستی كه حكم كرد، در شارع حكم آمده و مجتهد هم باید بر همین اساس نظر بدهد و نسبت به آن بایستی حكم بكند، این نیست كه حالا یك چیزی شارع بگوید و ترتیب اثری داده نشود.

  •  لذا در مسئله مفهوم شرط نیز به این حساب و به این مبناست، مفهوم وصف و مفهوم شرط و امثال ذلك، آن جهت و آن حیثیتی كه در شرط لحاظ شده است آن حیثیت در عدم شرط نیست، ممكن است حیثیت دیگری باشد، امّا نه این‌كه اصلًا به طور كلی مفهوم ندارد، مفهوم نداشتن یك مطلب است، لحاظ عدم حیثیت كه در شرط آمده است در صورت عدم وجود مشروط مسئله دیگری است.

  •  بنابراین در مواردی كه مخبرٌبه، مخبرٌبه بسیار مهمی است و انسان بر اساس فطرت خود و بر اساس آن نفس سلیم و عقل سلیم خود نمی‌تواند به زودی آن مطلب را بپذیرد ـ این‌قدر از این گونه مطالب ما در طول عمر خود تجربه كردیم كه دیگر این مسئله از ابده بدیهیات است و ضروریات است ـ در این‌جا دیگر انسان نمی‌تواند به صرف این‌كه یك فاسق نیامده، اگر مخبرٌبه، مخبرٌبه مهم است ترتیب اثر بدهد، ولی در مسائل عادی چرا، در مسائل عادی ... ولی اگر مسئله خصوصاً مسئله اجتماعی و خطیر بودن آن مخبربه اقتضا كند انسان باید احتمال خطا را در آن مخبر جدی بگیرد، چون در خیلی از موارد یك واو عوض بشود مطلب عوض می‌شود، یك فا به جای واو بیاید مطلب عوض می‌شود، توجه كردید؟ این مسئله تغییر پیدا می‌كند.

  •  روی این جهت، باید مجتهد توجه كند و به طور كلی مسئله، مسئله كلی است، همین سیره عقلائیه كه بر خواسته از متابعت فطرت سلیم است و بر خواسته از متابعت عقل سلیم است این به انسان حكم می‌كند، در مسائل عادی اگر شخص عادلی آمد، ترتیب اثر بدهد ولی نسبت به مسائل مهم برود تحقیق كند. درست شد؟