اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۸۵

5
  •  حالا یك فاعل مستقل خارجی این شیء را به این كیفیت درمی‌آورد باشد، یا این‌كه خودش باعث تغیر و تبدل اوضاع خودش باشد، از آن نظر مسئله تفاوتی ندارد، فقط بحث در این است كه این جنبه عروض یك جنبه‌ای است كه استقلالی نیست، عرض همیشه بر محلی است كه محل مستغنی از اوست و این خود عرض است كه نیاز دارد در ثبوت وجودی خودش به محل و محل در نمود به او احتیاج دارد، نه در خود اصل الوجود. مغربی شعری خیلی قشنگی دارد:

  •  ظهور تو به من است و وجود من از تو1

  •  ظهور تو به من است یعنی اگر ما در این‌جا مظهر تو نبودیم تو چطور می‌توانستی ظهور پیدا كنی؟ یعنی در این‌جا ما می‌آییم در قبال خدا برای خودمان یك اعتباری قائل می‌شویم! می‌گوییم خدایا خیال نكن چون خودت ما را خلق كردی و قهاریت و قادریت و خالقیت و ربانیت و ... داری، این‌ها همه به جای خودت، امّا اگر ما نبودیم تو از كجا ظهور پیدا می‌كردی؟! بیا به ما بگو! بالاخره ما هم حساب و كتاب داریم برای خودمان! ما هم این‌جا خلاصه در مقابل خدا شاخ و شانه می‌كشیم و می‌گوییم كه درست است تو خالق ما هستی ولی ما هم ظهور تو هستیم، حالا اگر می‌توانی بدون این‌كه ما را خلق بكنی ظهور پیدا كن! اگر می‌توانی بكن.

  •  خب خدا چه كار می‌كند؟ می‌گوید من این درس‌های طلبگی را نخوانده‌ام! آنچه من خوانده‌ام این است كه می‌دانم مبدأ همه حقائق و هستی من هستم، همه حقائق و هستی هم شئونات من هستند، این اوّل و آخر آن چیزی است كه هست. حرف زیادی هم نزنید، ولی بالاخره ما سر حرفمان می‌ایستیم و می‌گوییم تو كه می‌گویی من خلق كردم، بسیار خب، اگر این خلق را نمی‌كردی از كجا ظهور پیدا می‌كردی؟ از كجا بروز پیدا می‌كردی؟ اگر من و امثال من در این عالم خلق نمی‌شدند، خدا پس چطور خودش را می‌توانست نشان بدهد؟ بالاخره باید یك كاری بكند دیگر، درست مثل چه؟ مثل یك خطاط، بهترین خطاط و استاد فن بنشیند همین‌طور دستش را بگذارد روی دستش هیچ كاری نكند، شما از كجا می‌فهمید این خطاط است؟ از كجا می‌فهمید این خطاط است یا مثلا آب حوض می‌كشد؟! یعنی هر دو یكی است. فرض كنید كه یك سطل هم بگذارد كنارش كه غلطانداز هم باشد، می‌گوییم این‌قدر كه توی حیاط گفته آب حوضی، آب حوضی، خلق الله گفتند بابا این آب حوضی برای سابق بود الان همه توی آپارتمان هستند، بی‌خود این‌قدر آب حوضی نگو!

    1. از جمله اشعار مغربى که مرحوم آقا سيد هاشم حداد رضوان الله عليه زياد قرائت مى کردند، روح مجرد ص ٥٧٨