اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۸۵

3
  •  حالا اگر قرار باشد بر اینكه آن امر ثابت كه امر تشخص خارجی وجود نداشته باشد، پس بنابراین اصلًا فعلیتی نیست، فعلیت نباشد تشخص نیست و تعینی نیست، پس بنابراین امری نیست چون شیء در مرحله هیولا عدم است، و هیچ چیزی كه امر ثابت باشد نداریم، بنابراین جدای از این حركت جوهریه یك امر دیگری را ما نیاز داریم كه آن جنبه ربطی و حیثیت ربطیه بین شیء و تشخص شیء و بین مبدأ اوست، همین قضیه‌ای را كه مرحوم شیخ اشراق در این‌جا دارند به این كیفیت بیان می‌كنند، ما همین مطلب را در آنجا در باب حركت جوهریه در آنجا عرض كردیم كه بالاخره چه قائل به حركت جوهریه باشیم یا نباشیم این مسئله حقیقت ربطیه كه حكم نخ تسبیح را دارد برای این‌كه این دانه‌ها را منتظم در كنار یكدیگر داشته باشیم باید باشد، اگر حركت مولد از خود آن جوهریة الشیء باشد این نمی‌تواند خود او وقتی كه با انهدامی كه پیدا می‌كند برای او، نمی‌تواند او جنبه استعداد داشته باشد برای فعلیت جزء دیگر، و هلم جرا، آن برای جزئیت دیگر، پس بنابراین ما هیچ امر فعلی نباید داشته باشیم، همه در عالم كمون خودش هر چیزی باید در همان مرتبه استعداد و در همان مرتبه ابهام باید همانطور وجود خارجی داشته باشد در حالتی كه ما تشخص را در این‌جا ملاحظه می‌كنیم.

  •  این‌جا دیگر مطالب خیلی دقیق و خیلی عمیق است و ارتباط پیدا می‌كند با همان مطالب و مسائلی كه در بحث فناء ذاتی در آن‌جا محل نقاش علمین یا اعلام بود كه چطور یك امری با از دست دادن هویت ذاتی خودش در عین حال این تشخص و تعینی داشته باشد كه قابل اشاره باشد، چون اگر قابل اشاره نباشد یعنی عدم، معنا، معنای عدم است و اگر قابل اشاره است پس بنابراین این چطور با همان جنبه فناء می‌تواند وجود داشته باشد، در این‌جا این مسئله را دیگر به یك نحوی باید تصور كرد، خواهی نخواهی با اعمال رویه و تعمل عقلی باید این دو مطلب جمع بشود كه از یك طرف نفس همان تشخص و تعین به عنوان حقیقت ظهوریه از مبدأ اعلی به حال خود باقی است و در عین حال همان حیثیت ربطیه، آن جنبه فناء ذاتی او را از این نقطه نظر می‌تواند تأمین كند.