اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۸۵

8
  •  امیرالمومنین علیه‌السلام هم در نهج‌البلاغه در همان كلمات قصار در این زمینه مطالبی دارند كه هر كسی یك عقلی و یك مرتبه سعه وجودی از شناخت دارد، اگر تطبیق بكند با آن، می‌تواند به آن مسئله برسد و اگر تطبیق نكند نمی‌تواند به آن مسئله برسد و بپذیرد، لذا همیشه به ما این دستورات دادند، نحن معاشر انبیاء أمرنا ان نکلم الناس علی قدر عقولهم1، این قدر عقولهم یعنی همان رب النوع.

  •  هر كسی برای خودش یك رب النوعی دارد و یك مقداری سعه، بیشتر اگر بگویی كه ممكن است كمرش بشكند، تحمل نكند.

  •  بزرگان هم همیشه همین‌طور بودند، داریم دیگر، لو علم ابوذر ما فی قلب سلمان لکفّره او لقتله2، آن رب النوع سلمان یك چیز است، رب النوع اباذر یك چیز دیگر است، سلمان [اباذر] نمی‌تواند از مقام عقل خودش بیاورد چون نمی‌تواند بكشد، معنا، معنای جالبی است.

  •  خب بالاخره می‌داند این سلمان آدم عادی نیست، شخص عادی نیست، هندوانه فروش نیست كه دارد این حرف را می‌زند، سلمان است، سلمان دارد یك همچنین حرفی می‌زند، خب یا لكفّره یا لقتله، می‌گوید این دیگر زده به سیم آخر و نمی‌دانم امروز سلمان از خواب بلند شده خلاصه حالش خوب بوده، خوب نبوده، این چه حرفی است الان دارد می‌زند، لكفره، تكفیرش می‌كند، اباذر سلمان را تكفیر می‌كند، خب بله! ایراد ندارد.

  •  ما از اباذر صدق را سراغ داریم، ولی مقام عقلانیت اباذر و مقام تفكرش را كه اطلاع نداریم، از اصحاب خاص بوده، پیرو امیر المومنین بوده، جزو آن چند نفری بوده كه بعد از رسول خدا این‌ها تكان نخوردند: سلمان و اباذر و مقداد بودند دیگر، در ولایت امیر المومنین علیه السلام تكان نخوردند، این‌ها همه درست، هیاهو و جنجال، تبلیغات، اشاعات و این‌ها نتوانست آنها را از آن خط سیر صحیح حركت بدهد.

  •  خب ولی صحبت در این است كه آیا همان ولایتی كه سلمان از امیرالمومنین شناخته بود این هم در همان مرتبه بود؟ خب این كه عقلش مثل همان است و لكفّره دیگر معنا ندارد، اگر همان اندازه باشد، سییان باشند، در شناخت ولایت، در شناخت امیرالمومنین و معرفت بالنورانیه، كه در بعضی از تعابیر داریم كه معرفتی بالنورانیه.3

    1. الکافى ج ١ ص ٢٣
    2. الکافى ج ١ ص ٤٠١
    3. بحارالانوار ج ٢٦ ص ١