جلسه ۷۸۵
7البته در اینجا بعضی از بزرگان یك حاشیهای دارند، یك مطلبی دارند كه مطلب آنها جای تامل است كه حالا انشالله عرض میكنیم.
و ذهب الشیخ المتأله المتعصب لأفلاطون و معلمیه و حكماء الفرس موافقا لهم إلی أنه یجب أن یكون لكل نوع من الأنواع البسیطة الفلكیة و العنصریه ...
هر كدام از انواع بسیطة، چون قائل بودند بر اینكه فلك هم خودش برای خودش یك نوع خاصی است از عناصر و با عناصر سایر افلاك و سایر كرات فرق میكند.
و همینطور مركبات آن انواع بسیطه كه آن مركبات، مركبات نباتیه و حیوانیه هستند كه از تركیب موّاد و امزجه یك جنبه تركیبی نباتیه و حیوانیه و امثال ذلك پیدا میشود، البته اینها همینطور هم نیست، بیتوجهی نكنید، به آن توجه كنید، قدما و بزرگان روی این مطالب همه توجه داشتند، مبانیشان روی این قضایا بود، اصلًا به طور كلی طب قدیم و سنتی براساس همین تركیبات امزجه و اینها شكل گرفته و پایه و اساسش همین است، امروزه هم دارند دوباره به این مطالب برمیگردند.
خب برای هر كدام از اینها قبل واحدی كه مجرد از ماده است و ماوراء ماده است باید وجود داشته باشد كه معتن فی حق ذلک النوع، كه نسبت به این در حقّ این نوع توجه دارد، وهو صاحب ذلک النوع و ربه، رب و صاحب این نوع همان عقل واحد مجرد است كه این خصوصیت را دارد، و خیلی این مسئله جای تامل دارد، خیلی عجیب و جای تأمل است.
حالا البته میگویم این مطالب، مطالبی است كه خیلی جاها میشود از این مطالب استفاده كرد، اگر شما توجه كنید میبینید هر كسی یك حد وجودی دارد، تعقلش هر كسی به یك اندازه است، خب شما با یك شخص صحبت میكنید هنوز حرف را نزدهاید روی هوا میگیرد، یكی دیگر را یك ساعت حرف میزنید باز میگوید هنوز به من نچسبیده، با او یك ساعت صحبت میكنید میگوید من هنوز باید بروم روی حرفهایت فكر كنم، چه اختلافی اینجا هست؟ این چه تفاوتی هست؟ كه آن اینجور است، این اینجور است.

