جلسه ۷۸۵
11لذا خب بله، كلام رسول خدا همین است درست است دیگر، لو علم ابوذر ما فی قلب سلمان، یعنی آن حقیقتی كه در قلب سلمان است برای اباذر بخواهد منكشف بشود لقتله، یعنی سلمان را میكشد، یعنی داغون میشود و هنگ میكند. اینهایی كه شوكهای عصبی به آنها وارد میشود میبینید كه یك قضیهای یك چیزی، یك خبری، مادری یك دفعه یك مطلبی راجع به بچهاش بشنود خب دیگر میافتد و میمیرد، همینطور شده افتادند و مردند و فوت كردند.
حادثهای برایشان پیدا میشود، لقتله نه اینكه سلمان را بكشد، خودش، یعنی آن علمی كه پیدا میكند قتله، خودش را اباذر را از بین میبرد.
یا اینكه اگر از بین نبرد و خلاصه نسبت به سلمان ارادت خودش را به اصطلاح از دست داد لكفره، بابا كار كردی! مثل اینكه حرفهای كفرآمیز میزند و خلاصه لكفره، در وهله اول وهلهای است كه موقعیت سلمان را نگه دارد، وقتی نگه دارد این هنگ میكند، در مرتبه دوّم كه كفره این است كه اصلا زیر پای سلمان را میآید و میزند و میگوید برو بابا! حرفهایش همه اراجیف است و حرفهایش بوی كفر میدهد و خلاصه كفّره، تكفیر میكند. چرا؟ چون مقدار عقلش اینقدر است، تقصیری ندارد، چون تقصیر ندارد سلمان از اوّل نمیتواند به او چیزی بگوید، مینشینند با هم آبگوشت میخورند و تو سر و كله همدیگر میزنند و شوخی میكنند و شاید كشتی هم میگیرند، امّا حرف نمیزند، ده سال پیش سلمان است، هیچ نمیگوید، هیچ، خیال میكند كه حالا دیگر از همه چیزش سردرآورده، قشنگ، برادر بودند دیگر، پیغمبر آنها را برادر كرد و آخَی رَسُولُ اللَه بَینَ سَلْمَانَ وَ أَبِی ذَرّ1.
لهذا میفرمایند كه نحن معاشر الانبیاء أمرنا ان نکلم الناس علی قدر عقولهم، انسان نباید هر حرفی را هر جایی و به هر كسی بیان كند.
تلمیذ: این كه آقا امیرالمؤمنین فرمودهاند كه اصحاب سید الشهداء از قبلیها و بعدیها بالاتر هستند با توجه به اختلاف مراتب و افرادی كه بعداً میآیند و به ولایت میرسند چطور توجیه میشود؟
- الکافى ج ٨ ص ١٦٢

