جلسه ۷۸۴
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
در پی صحبتهای گذشته راجع به كیفیت نشئه علیت نسبت به اصل الوجود و همینطور نشئه علیت نسبت به استكمال وجود و اطوار وجود مطالبی كه عرض شد به اینجا رسید كه نفس تبلور و ظهور خارجی اعیان خارجی، این با اطوار آن و كیفیات آن و عوارضی كه برایش مترتب میشود تفاوتی ندارد.
یا ما باید عوارض را جزو وجود بدانیم، یا خارج از وجود، اگر عوارض خارج از وجود باشد پس بنابراین عدم برایش حاكم است و لا ثالث لهما، و این كه ماهیت در لسان اهل حكمت به عنوان لا لیس و لا ایس تلقی میشود، این مسئله گفتیم محل تأمل است، زیرا ماهیت امر خارج از وجود نیست، و همان حقیقت وجود است كه آن حقیقت به طور خاص و به شكل خاص درآمده، همانطوری كه صحبت هست و دیگران هم نسبت به این مسئله تفوه كردهاند این است كه یك حقیقت وجود است كه آن در مرحله بساطت خودش هیچ تغیر و تبدل و تحولی به خود نگرفته، یك ماهیت است كه آن ماهیت امر وجودی نیست و امر عدمی هم نیست، نه میشود به او گفت عدم، چون بالاخره ما یك خصوصیاتی را مشاهده میكنیم، و ادراك آن حقیقت وجود آن ادراك ماورای ادراك عوارض و خصوصیات نوعیه افراد است.
وقتی كه ما نگاه میكنیم به انواع مختلفه، حیوانات مختلفی را میبینیم، انسان را میبینیم، ملائكه را ادراك میكنیم، در عالم مثال و در عالم رؤیا با برزخ تماس برقرار میكنیم، حقائق و مطالبی را در عالم مثال مشاهده میكنیم كه آنها با عالم ماده متفاوت هستند، و قوانینی كه در آن عالم است با آن قوانین در این عالم فرق میكند.
پس بنابراین میفهمیم كه یك حقیقت وجودی بر همه چیز ساری و جاری است، و در این مرتبه گریز و گزیری نیست، آنچه كه هست اختلافاتی است كه این اختلافات خارج از آن وجود است، و لكن به این وجود عارض شده است و این وجود را به اشكال مختلف درآورده است و به صورتهای مختلف ظاهر كرده است و به عوارض گوناگون معروض واقع شده است.

