جلسه ۷۸۴
9بنابراین این كه بزرگان از اهل حكمت و فلسفه فرمودهاند مقام هو هویت یك مقام بالایی است و از همه تعینات بالاتر است و از همه شئونات بالاتر است، بقیه شئونات در مراتب بعد هستند، و آن مراتب بعد غیر از مرتبه ذات است، و مرتبه ذات همان وجود بحت و بسیط است كه هیچ ماهیتی و هیچ جوهر نوعیهای بر آن حقیقت بحت و بسیط عارض نمیشود، نسبت به این قضیه محل، محل تأمل است، آن مقام بحت و بسیط و آن مقام اطلاقی، آیا آن مقام اطلاقی اگر شما آن را مطلق میدانید كه این منافات و مانعة الجمع با مقام تقید و مقام تعین و تشخص نیست، اگر آن مقام اطلاقی را شما جدای از آن مقام تعین و تشخص میدانید كه او دیگر مطلق نیست، این به شرط لا در اینجا لحاظ شده است.
وجود به شرط لا از جوهریت نوعیه، وجود به شرط لا ازعروض عوارض نوعیه، وجود به شرط لا و وجود به شرط لا كه آن وجود، وجود هو و مقام هوهویت و وجود بحت و بسیط نخواهد بود، پس بنابراین اینجاست كه ارباب شهود در این جا این مسئله را مطرح میكنند كه مقام هو هویت آن حقیقت رتبه تعقّلیه است، البته یك همچنین اصطلاحی نیست ما اصطلاح را درآوردیم، رتبه تعقلیه با رتبه خارجیه فرق میكند، در خارج شما میبینید این بالا و این پایین است، ولی در آنجا همه یكی است، در خارج یكی بالاست یكی پایین است، یكی چپ است یكی راست است، یكی جنوب است، یكی شمال است. این اشیاء، علّت، علت برای معلول است، معلول دوباره علّت برای معلول دیگر است، و هلم جرّا.
در این وجود كه وجود بحت و وجود بسیط است و این وجود اطلاقی است، آیا در این وجود آن تعیناتی كه پیدا شده است، آن تعینات بدون حیثیت تعینش لحاظ میشود در آن وجود، پس آن تعین از كجاست؟ اگر شما میتوانید جدا كنید! شما میتوانید جدا كنید؟ امكان جدا كردنش نیست، شما بیایید این شیئی كه در اینجا هست، این چیزی كه در اینجا هست، شیشهای كه اینجا هست، این خصوصیتش را از او جدا كنید، این كه الان به شكل استوانه است یا به شكل مخروط است، این را الان فرض كنید بیایید از این بگیرید، ببینید چه میشود، اگر از این بگیرید خب این نیست، واقعاً از همدیگر منفك كنید، مگر امكان دارد؟ پس این دیگر وجودش تبدیل به عدم میشود، بله میتوانید بگویید كه این استوانه بودن حقیقت ذاتیه این نیست، آنچه كه حقیقت ذاتیه اوست فرض كنیدكه فلان ماده پلاستیك است یا فرض كنیدكه فلان مادّه و این حرفها و از این موادی كه، آن حقیقت ذاتیه اوست، آن حقیقت ذاتیه در ظهور خارجی الان به این شكل است، پس این شكل حقیقت آن ذاتیه نیست، خود حقیقت ذاتیه به این شكل است، دو مطلب است.

