جلسه ۷۸۴
7باید بگردید تا ببینید كه آن عالم متقی، آن عالم متقی را كجا میشود پیدا كرد، خب در اینجا از اول دوتا مقید وجود دارد، از اوّل ما مطلق نداریم، مطلق نداریم، ولی اگر آمدی گفتی اكرم العالم، وقتی میگویید اكرم العالم تمام شد، این عالم میشود مطلق، بعد از یك دقیقهاش میگویید اكرم العالم المتقی، خب در این جا منظور متكلم چیست؟ چون مجلس، مجلس واحد بوده این دلیل بر این است كه مطلق در اینجا مورد لحاظ نیست، یك وقتی میرود دو روز از قضیه میگذرد و یك هفته میگذرد، موقع إكرام هم میگذرد، بعداً میآید میگوید اكرم العالم، آقا شما هفته قبل گفتید اكرم العالم ما رفتیم غیر متقیها را هم ... همه را اكرام كردیم، پر شد خانه!!، خیابان هم پر شد، شهر هم همه پر شد، هر كی شنیده بود، شما گفتی اكرم العالم همه آمدند، ها؟ وقتی میبینند یكجا روضه است، سور است میروند همدیگر را خبر میكنند ندیدهاید؟ خلق الله همدیگر را خبر میكنند، بلند میشوند میآیند، موقع شام یا نهار، روضه كه میشود یكی آنجا دارد چرت میزند، یكی هم آنجا خوابش گرفته، یكی هم آنجا دارد با رفیقش صحبت میكند، چهار تا آنجا و سه تا و دو تا، امّا همین كه موقع سفره انداختن و روضه هم تمام میشود جمعیت است كه در خانه و توی خیابان ایستاده و ماشالله چقدر این امام حسین طرفدار دارد، خدا زیاد كند، توجه میكنید؟
خب این دارد میگوید كه مولانا شما هفته قبل گفتی كه اكرم العالم، بسیار خب حالا به تو میگویم متقی، حالا متقی شد، آن موقع كه به تو گفتم اكرم العالم منظور من از عالم مطلق عالم بود، نه عالم متقی، چون تاخیر بیان از وقت حاجت بود، پس بنابراین آن عالم متقی است، ولی اگر فی المجلس میگوید آقا اكرم العالم آقا یك سفرهای بیندازید و نذری و فلان و خب بعد میگوییم عالم متقی، خب این معلوم میشودكه منظور از عالم، در نظرش متقی بوده منتهی نگفته، قیدش را چند دقیقه بعد آمده گفته، این خودش قرینه، قرینه حالیه است دیگر، از قرائن حالیه و اینها انسان خودش منظور را میفهمد.

