اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۸۴

5
  •  اگر در این‌جا شارع إهمال كند، و آن حكمی را كه متعلق به آن هر دو قسم از كافر و مؤمنه است را نگوید در این‌جا اختیار مكلف را برای عتق رقبه محدود كرده است و لا یجوز للشارع محدودیة الاختیار و خیار المكلف بما شاء اذا كان مقصود الشارع قسمی الموضوع بكاملها نه به یكی از این‌ها و به غیر دیگر.

  •  من دلم می‌خواهم رقبه غیر مؤمنه بردارم كفاره بدهم به كسی چه مربوط است؟ خیلی خب در نزد شارع می‌گوید بهتر است، بهتر آیا بهتر است الزامی است؟ پس بنابراین دیگر مطلق در این‌جا معنا ندارد، اگر حكم روی موضوع بما هو موضوع صرف نظر از ایمان و كفر رفته است بنده دلم می‌خواهم رقبه كافره را كفاره بدهم. همسایگی ما یك رقبه دارد فرض بكنید كه خیلی هم رقبه خوبی است و فلان و این حرف‌ها، نصرانی است بیچاره اذیتش می‌كند و چه كارش می‌كند و می‌زندش و آزارش می‌دهد و این از صد تا مسلمان هم بهتر است، از صد تا شیعه هم بهتر است و فلان و شیعه‌هایی كه به اصطلاح ما داریم می‌بینیم الحمدلله كثر الله امثالهم، كثر الله اضلاعهم! وگرنه این آدم مشاهده می‌كند در این‌جا این بهتر است خب چرا نرود آزاد كند؟ چرا نرود آزاد كند؟

  •  بنده یك جا رفته بودم ... دارم سؤال می‌كنم: چند نفر از این قسم هستند در این مسلمان‌ها؟! یك جا رفته بودیم یك منطقه مسیحی بود و من كیف پولی داشتم كه گم شده بود، داخلش یك مقداری هم از همین دلارهای بله عرض كنم امریكایی بود و كم هم نبود و به این رفیق ما وقتی كه خواستیم برگردیم از آن‌جا گفتم فلانی من كیفم نیست، گم شده، گفت جدی گم شده؟ آقا رنگش پرید، گفتم بابا سكته نكنی كیف من گم شده تو چرا داری سكته می‌كنی؟

  •  بله گفتم كه تو چرا داری سكته می‌كنی؟ گفت نیست؟ گفتم نیست، خب برگردیم، رفتیم آن‌جا و یكی دو جا نبود و رفتیم جای سوم كه احتمال می‌دادیم، دیدیم كه بله دو تا جوان نشسته‌اند، یك پسر و یك دختر، بسیار خوب، بسیار جوان‌های خوب و مهذب و نمی‌دانم تر و تمیز علی كل حال، رفیق‌مان گفت آقا یك همچین كیفی گم شده به این خصوصیات شما ندیده‌اید؟ گفت: چقدر دلار بود؟ گفت: اینقدر، گفت: پول دیگری نبود؟ گفت: چرا پول دیگر هم بود با این خصوصیات. گفت: رنگ كیف چطور بود؟ گفت: فلان رنگ. گفت: چرا بنده آن را پیدا كردم و الان در آن ساختمان است، تلفن می‌كنم شما برو بگیر، این آقا رفت در آن‌جا از آن دور كه آمد هی این‌طوری این‌طوری كیف را نشان می‌داد كه پیداش كردم! چند تا از این‌ها ما داخل مسلمان‌ها داریم؟ مسیحی بودند و بسیار بله منظم و آراسته و ... بله، جای همه خالی عرض كنم حضورتان كه بله، از این مسیحی به این اخلاق ما چند تا در مسلمان‌ها داریم؟ چند تا؟ خودمان را داریم می‌گوییم، اگر یك پنج تومانی روی زمین پیدا كنند شش نفر به او هجوم می‌آورند، پنج تا یك تومانی، این دو هزار دلار حداقل پیدا كرده، می‌توانسته بردارد كسی هم صدایش درنیاید و می‌گفت پیدا نكردم. چون ما می‌خواستیم یك مقداری به او [هدیه‌] بدهیم و به زور هم من چپاندم داخل جیبش، حالا او نمی‌خواست بگیرد، گفتم بابا بگیر خودم دارم به تو می‌دهم، می‌گفت آقا ما هر روز ده‌ها مورد از این پیدا می‌كنیم شما نفر اوّل و آخر نیستی.