جلسه ۷۸۴
3اینها مسائلی است كه مربوط به زمانیات است، مربوط به متعینها یعنی دارای أین است، دارای مكان است، و مسئله همینطور است، اما آن نكتهای كه در اینجا به نظر میرسد از دید این افراد مغفول مانده است آن این است كه شما حقیقت اطلاقی حق و بساطت در وجود را آنطوری كه باید و شاید تأمل نكردید، اگر شما قائل به اطلاق هستید، اطلاقی كه منافی با مقید باشد آن اطلاق دیگر اطلاق نیست.
شما میگویید اكرم العالم، امر مطلق میآورید، اعتق رقبةً، امر را مطلق میآورید، درست شد؟
خب حالا در یك جای دیگر میگویید اعتق رقبةً مؤمنةً، یا اكرم العالم المتقی، این اكرم العالم المتقی منافاتی با اكرم العالم ندارد، یا اعتق رقبة مؤمنة منافاتی با اعتق رقبة ندارد، اگر منافات داشته باشد دیگر آن اطلاق، اطلاق نخواهد بود.
اعتق رقبة شامل میشود هم رقبة مؤمنه را، و هم رقبة كافره را، اكرم العالم شامل میشود هم عالم متقی را، و هم عالم غیر متقی را، اگر قرار باشد در اكرم العالم فقط عالم متقی لحاظ شده باشد پس دیگر قید برای چیست؟ همان عالم برای دلالت بر عالم متقی كفایت میكند، و همان گفتن اكرم العالم مانع اغیار كه عالم غیر متقی است خواهد بود درست شد؟
مثل فرض بكنید كه یك اشتباه بزرگی كه در مسئله مفهوم بین اصولیین هست خب حالا صحبت به اینجا رسید این را هم خلاصه بگوییم این قضیه را، این است كه در السنه رایج و دارج است كه شرط مفهوم دارد، إن جاءك زید فاكرمه، میگویند خود شرطیت برای اكرام خود شرطیت مجیء است، اگر زید نیامد اكرامش نكن، البته اگر نیامد خب نمیشود اكرامش كرد، آن كه به انتفاء موضوع است، حالا علی كل حال.
در اینجا خب میگویند شرط مفهوم دارد، امّا فرض كنید كه در مورد وصف میگویند فی الغنم السائمة زكاة، خب این فی الغنم السائمة زكاة مفهوم وصف است، مفهوم وصف دلالت بر خروج قسم دیگر از غنم ندارد، فرض كنید كه ممكن است بگوید كه فی المألوفة زكاة، فی الغنم زكاة إمّا مألوفة او سائمة، هر دوی این ها برای او زكات است منتهی شارع مقدس یا امام علیه السلام یكی از این دو قسم را بیان كرده است كه همان فی الغنم السائمة زكاة باشد، این اشتباه بسیار اشتباه بزرگی است و شما هم یك وقتی تكرار نكنید كه به همین اشتباه مبتلا خواهید شد.

