جلسه ۷۸۴
2آن حقیقت وجود را یك مرتبه بحت و بسیط میدانیم كه بالاتر از همه مراتب وجود است و تعینات است، و در آن حقیقت بحت و بسیط هیچ چیزی راه ندارد، اسم او را میگذاریم مقام هوهویت، در لسان اهل توحید و مقام وجود بحت و بسیط در لسان اهل حكمت و اهل فلسفه، و هر چه خارج از آن مرتبه بحت و بسیط است آن را خارج از حیطه وجودی میدانیم كه شئونات وجود یك همچنین حالتی به خود گرفته، این وجود متشأن شده به این شئونات مختلف و متبلور شده به این ظهورات مختلف و ظهور پیدا كرده به این تعینات مختلف.
پس بنابراین همینجاست كه ما قائل به رتبه و مرتبه در مراتب وجود میشویم، و یك وجود را اعلی و اشرف از وجود دیگر میدانیم، و یك وجود را اعمق از وجود عمیق و آن عمیق را دارای باطنی غیر از آن وجودهای عالم ملك و شهادت تلقی میكنیم.
بر این اساس است كه بزرگان از اهل عرفان و بزرگانی از اهل فلسفه آمدهاند و آن وجود اطلاقی را از باب تشكیك در وجود، در همان مرتبه اعمق قرار دادند و بقیه وجودات را به عمیق و غیر عمیق رتبه بخشیدند، و خدای متعال را كه همان مبدأ اعلی است و مبدأالمبادی است آن خدای علی اعلی را به آن وجود اعمق منتسب كردهاند كه آن حقیقت اطلاقی او دارای عوارض و دارای كیفیات و جواهر نوعیه نیست، از نوع ملائكه كه مبدعات و مجردات است و عقول و یا از نوع عالم شهادت كه انواع مختلفه و خصوصیات متفاوته را در بردارد، و ما اگر به یك نگاه اجمالی به این قضیه نگاه كنیم میبینیم كه شاید حرف بدی نباشد.
خدای متعال كه دارای رنگ نیست، خدای متعال كه دارای كیف نیست، خدای متعال كه دارای عرض و طول و زمان و مكان نیست، و آن در زمان و مكان نمیگنجد كه بخواهد آن حقیقتش مظروف برای ظرف قرار بگیرد، یا متعین در یك برهه خاص به حصول تدریجی واقع بشود كه زمان شامل آن حقیقت تدریجی الحصول قرار بگیرد.

