
وحدت در عین کثرت در نظام هستی
تبیین چگونگی استناد کثرات عالم به اراده و ذات الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث بنیادین فلسفی و عرفانی یعنی نحوه استناد کثرات و تعینات عالم به ذات واحد و بسیط پروردگار میپردازد. بحث با بررسی دیدگاههای مختلف پیرامون تحقق مثل و عوارض اشیاء آغاز شده و با نقد برخی برداشتهای رایج، بر این نکته تأکید میشود که تمام آنچه در عالم خارج تحقق مییابد، شئون و متشئنات ذات واحد حقتعالی هستند. استاد با بهرهگیری از مثالهای ملموس، چگونگی تصرف اراده الهی در ذات برای ایجاد تعینات مختلف را تشریح کرده و بر این اصل بدیهی تأکید میکند که عدم، قابلیت علیت ندارد و هر موجودی باید مستند به یک امر وجودی باشد. در نهایت، با اشاره به جایگاه عالم مثال به عنوان واسطه تحقق عوارض و تفاوت سعه وجودی افراد، این مبحث به عنوان شاهکلید فهم توحید علمی و عینی معرفی میشود که درک صحیح آن، راهگشای بسیاری از ابهامات در شناخت اولیاء الهی و نظام خلقت است.
وحدت در عین کثرت در نظام هستی
4حالا آن ذات پروردگار كه آن جنبۀ علیت اولىٰ را دارد و آن ارادۀ مرید ـ البته در این مطالب همانطورىكه عرض كردم كلمات شیخ اشراق و امثاله هست كه بیاناتى دارند كه یك مقدارى مقرّب است و بعضى از آنها را مبعّد ـ كه همان ذات بارى است، در چه امرى تصرف مىكند؟! این را ما از حضرات سؤال مىكنیم! این تصرف در چه امرى انجام مىشود؟! آن ذات پروردگار كه اراده بر خلق یك زید یا یك حیوان یا یك ملك و امثالذلك مىكند، در خارج چه امرى اتفاق مىافتد؟! یک وقت مىگوییم: آقا ما نمىدانیم، خیالمان راحت است. یك وقتى مىگوییم: نه، مىخواهیم فكر كنیم و یكخرده مغزمان را بهكار بیندازیم، در اینكه این امرى كه در خارج هست از عدم بهوجود نیامده است شکی نیست چون عدم مؤثر نیست! العدمُ لا یحکم علیه و لا یحکم به، خود عدم نمىتواند موضوع و محمول برای قضیه قرار بگیرد. عدم امرى نیست كه بخواهد موجب علیت یک امر موجود شود، عدم عرضه ندارد خودش را بهوجود بیاورد چه برسد به اینکه بخواهد یك امر خارجى را بهوجود بیاورد، زید را بهوجود بیاورد، كوه و آسمان را بهوجود بیاورد، خودش را نمىتواند متحقق كند چون عدم عدم است، نبود نبود است و آنچه كه نیست خب نیست و از نیست که هست متولد نمىشود! این یك امر بدیهى است و این را خیلى خوب مىدانیم.
لزوم استناد امور متحقق خارجی به یک امر وجودی
پس آنچه كه در خارج تحقق دارد نمىتواند مستند به علیت یك امر عدمى باشد بلکه باید مستند به امر وجودى باشد، آن امر وجودى چیست؟! آن امر وجودى كه یك زید را در خارج محقق كرده است، یك حیوان را در خارج محقق كرده است، آن چه امرى است؟! مىگوییم: ذات بارى! یعنی آن ارادۀ اولىٰ كه متمشى از ذات حضرت حق است، موجب تعیّن و تشخّص یك امر خارجى شده است ما این حرف را روى چشممان گذاشتیم. سؤال این است که این ذات بارى چه چیزى را بهوجود آورده است؟! آیا ذات بارى عدم را تبدیل بهوجود كرده است؟ عدم كه قابل تبدیل نیست، عدمِ نور كه مبدَّل به نور نمىشود، وقتى كه در این اتاق تاریكى حاكم است و نور در این اتاق وجود ندارد، فرض کنید یك ساعت دیگر شب مىشود یا نیم ساعت دیگر شب مىشود، شما در همین اتاقى كه هستیم چراغها را خاموش كنید، اگر شما بعد از یك ساعت در این اتاق و به این مَدرَس بیایید چه چیزى را احساس مىكنید؟! عدم الضوء و عدم النور، غیر از این است؟! خیلى خب، حالا شما مدام بگویید: تبدیل به نور شو، ببینید مىشود یا نمىشود! خب بشو دیگر! تا چراغ را روشن نكنید روشن نمىشود، همینطور مرتباً بگویید: ای عدم النور، ای عدم الضیاء، ای عدم الضوء از شما میخواهیم و التماس میکنیم، تقاضا میکنیم كه تبدیل به ضوء و ضیاء و نور شوید! ببینید مىشود یا نمىشود.
