اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث بنیادین فلسفی و عرفانی یعنی نحوه استناد کثرات و تعینات عالم به ذات واحد و بسیط پروردگار می‌پردازد. بحث با بررسی دیدگاه‌های مختلف پیرامون تحقق مثل و عوارض اشیاء آغاز شده و با نقد برخی برداشت‌های رایج، بر این نکته تأکید می‌شود که تمام آنچه در عالم خارج تحقق می‌یابد، شئون و متشئنات ذات واحد حق‌تعالی هستند. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، چگونگی تصرف اراده الهی در ذات برای ایجاد تعینات مختلف را تشریح کرده و بر این اصل بدیهی تأکید می‌کند که عدم، قابلیت علیت ندارد و هر موجودی باید مستند به یک امر وجودی باشد. در نهایت، با اشاره به جایگاه عالم مثال به عنوان واسطه تحقق عوارض و تفاوت سعه وجودی افراد، این مبحث به عنوان شاه‌کلید فهم توحید علمی و عینی معرفی می‌شود که درک صحیح آن، راهگشای بسیاری از ابهامات در شناخت اولیاء الهی و نظام خلقت است.

وحدت در عین کثرت در نظام هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث بنیادین فلسفی و عرفانی یعنی نحوه استناد کثرات و تعینات عالم به ذات واحد و بسیط پروردگار می‌پردازد. بحث با بررسی دیدگاه‌های مختلف پیرامون تحقق مثل و عوارض اشیاء آغاز شده و با نقد برخی برداشت‌های رایج، بر این نکته تأکید می‌شود که تمام آنچه در عالم خارج تحقق می‌یابد، شئون و متشئنات ذات واحد حق‌تعالی هستند. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، چگونگی تصرف اراده الهی در ذات برای ایجاد تعینات مختلف را تشریح کرده و بر این اصل بدیهی تأکید می‌کند که عدم، قابلیت علیت ندارد و هر موجودی باید مستند به یک امر وجودی باشد. در نهایت، با اشاره به جایگاه عالم مثال به عنوان واسطه تحقق عوارض و تفاوت سعه وجودی افراد، این مبحث به عنوان شاه‌کلید فهم توحید علمی و عینی معرفی می‌شود که درک صحیح آن، راهگشای بسیاری از ابهامات در شناخت اولیاء الهی و نظام خلقت است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

وحدت در عین کثرت در نظام هستی

10
  • عالم مثال علت براى همۀ عوارض خارجیه

  • تلمیذ: یك تفاوتى هم در حیث مادى داریم.

  • استاد: در حیث مادى همین است. وقتى كه ما مى‌بینیم همۀ اینها مستند به علت اولىٰ هستند خب بَینهما مُتوسطات، تا آن علت مى‌خواهد بیاید و تبدیل به یك تعیّن خارجى بشود چه مراتبى را طى مى‌كند؟ خیلى از عوالم را باید طى كند و در طى این عوالم است كه این اشیاء داراى اختلافات و خصوصیات مى‌شوند تا به عالم مثال مى‌رسد و عالم مثال علتِ براى عالم ماده مى‌شود. پس هرچه هست تا عالم مثال تمام است، عالم مثال كه تمام شد دیگر ماده تحقق خارجى پیدا مى‌‌كند و آن اشكالى ندارد. آن عالم مثال خودش براى همۀ عوارض خارجیه و براى همه چیز علت است و هرچه هست در همان مثال هست.

  • وقتى كه شما چشمتان نسبت به عالم مثال و برزخ باز شود و وقتى كه به دید شهودى نگاه ‌كنید، قبل از اینكه این تعیّنات خارجى در عالم ماده تحقق پیدا بكند مطلبى را كه یك سال دیگر اتفاق مى‌افتد مى‌بینید. خیلى‌ها هستند [می‌بینند] مثلاً شخص هنوز ازدواج نكرده است [می‌گوید: فرزندت آن‌طور خواهد بود]! امام رضا علیه‌السّلام به مأمون مى‌فرمایند:

  • از فلان كنیزت فرزندى براى تو خواهد آمد كه «أشبَهُ الناسِ بأُمِّهِ»1 و یك‌ زائده در دست راست و یك زائده در پاى چپ دارد.

  • خیلى خب، این را امام رضا مى‌فرماید، آیا امام رضا نعوذ بالله نعوذ بالله اشتباه کرده یا دروغ گفته یا راست است؟! خب راست است! اگر كسى در دنیا راست بگوید آن امام رضا است. همه براى خودشان حرف مى‌زنند، هر كسى براى خودش [حرف می‌زند] و وقتى مى‌خواهیم حرفى را بگوییم بالا و پایین مى‌كنیم تا این حرفى كه مى‌خواهیم بزنیم یك وقت [به کسی]‌ برنخورد، یك‌طورى و یك قسمی بگوییم تا... همۀ‌ ما این‌طور هستیم! او فقط امام رضا است كه وقتی حرف می‌زند صاف این‌طورى حرف می‌زند. بالا دارد، پایین دارد، به این بربخورد و به آن بربخورد یكى است. اگر یكى حرف راست بزند آن‌هم امام رضاست. خیلى خب این مفروغٌ عنه است‌ و این حرف حالا درست است اما او كه هنوز حتى هم‌بستر هم با كنیزش نشده است چطور حضرت یك هم‌چنین حرفى را مى‌زند؟! حالا این یكی از این‌همه مسائل و قضایایى كه اتفاق مى‌افتد است و این‌همه مطالب هست این‌ یک چیز بسیط است الآن دارم یک چیز بسیط را مى‌گویم. این آقاى مأمون هنوز حتى [هم‌بستر] هم نشده اما حضرت دارند مى‌گویند که فلان كنیز تو از تو حامله خواهد شد و یك هم‌چنین فرزندى با این خصوصیات به دنیا خواهد آورد. حضرت كجا را در اینجا دارند مى‌بینند؟!

    1. . مناقب آل أبی‌طالب علیهم السّلام، ج ٤، ص ٣٣٣.
/ 0