جلسه ۷۸۳
7الان در بسیاری از مسائل تاریخ، فلان ما اینها را اشتباه میبینیم. امام زمان وقتی كه میآید ما قبولش نمیكنیم به عنوانی كه اسمش در كتاب تورات و انجیل است، در كتاب تورات و انجیل باشد بسیار خب، ما خود امام زمان را به عنوانی كه این حق است میفهمیم، لمس میكنیم، شهود میكنیم، و این به درد میخورد، نه اینكه این یك چیزی است كه اسمش قبلًا بوده، از او هم حكایت كردند، از او خبر آوردند، از او قبلا این مسئله اینطور بوده، آن كسانی كه به اشتباهات بسیار بزرگ مبتلا شدند در تشخیص و در تعیین اولیاء الهی به این مصیبت گرفتار آمدند، فلانی این را گفته، لعل فلانی برای عمهاش گفته بود، فلانی راجع به این شخص اینطوری گفته، شاید گیج بوده، فلانی راجع به این شخص این كار را كرده، شاید اشتباه كرده، فلانی فلانی فلانی، تو خودت الاغ چه میفهمی، چه فهمیدی؟ كه این چیزی كه نقل شده آیا با مبانیات میسازد یا نمیسازد؟ آخر حیوان! خدا تو را آدم آفرید، فلان كس خواب دیده كه این یك ولی خداست!، خب خواب ارده شیره و خواب شكم [پر] و خواب فلان و خواب بالا و پایین و ... آش دوغ خورده برداشته خواب نمیدانم ماستی را دیده، شلهزرد خورده برداشته خواب دیده، آش كشك خورده نمیدانم آش رشته خورده، باد كرده شكمش و نمیدانم مصارین [روده] و همه اوضاع را درب و داغون كرده و بعد هم یك خوابی دیده و بله فلانی، این چیست بابا! و بعد هم به بقیه میگویند آنچه كه ما دیدیم باید تو قبول كنی، دردسر اینجاست، آنچه كه فهمیدیم تو باید بپذیری، آنچه كه ما ادراك كردیم باید تو بپذیری و ...
مصیبت بعد از فوت بزرگان این بود، این بود، كه آمدند با خواب های آش رشتهای و نمیدانم شلهزردی و خورشت ماست و این چیزهای آمدند برداشتند ولی خدا جا زدند و چپاندن در اعتقادات مردم. هر چه میگفتیم بابا روی چه مبنایی، روی چه حسابی؟، روی چه كتابی؟ حرف نزن، ساكت باش، صدایت درنیاید.

