جلسه ۷۸۳
4آیا این عملی كه انجام شد خارج از ذات این دست انجام شد؟ نه در دست است كو؟ نشان بدهید كه این عمل خارج از ذات است، بعد دوباره همینی كه الان شده پنج تا، مشت میشود و میشود به این حالت، بعد این به این حالت درمیآید و امثال ذلك، تمام اینها به اراده مرید است، حالا آن ذات پروردگار كه آن جنبه علیت اولی را دارد و آن اراده مرید ـ البته در این مطالب همانطوری كه عرض كردم كلمات شیخ اشراق و امثال ذلك اینها بیاناتی دارند كه یك مقداری مقرب است و بعضی از آنها موعد كه عرض میكنم. ـ آن اراده مرید كه همان ذات باری است در چه امری تصرف میكند؟ این را ما سؤال میكنیم از حضرات! در چه امری این تصرف انجام میشود؟ آن ذات پروردگار كه الان اراده میكند بر خلق یك زید، یا بر خلق یك حیوان، یا بر خلق یك ملك، و امثال ذلك، چه امری اتفاق میافتد در خارج؟ وقتی میگوییم آقا ما نمیدانیم خب خیالمان راحت، یك وقتی میگوییم نه میخواهیم بنشینیم فكر كنیم، یك خرده مغزمان را به كار بیندازیم، در اینكه این امری كه در خارج است از عدم به وجود نیامده است، چون عدم كه موثر نیست، العدم لایحكم علیه و لایحكم به، خود عدم نمیتواند موضوع برای قضیه قرار بگیرد و نه محمول قرار بگیرد.
عدم امری نیست كه بخواهد موجب علیت برای امر موجود بشود، عدم عرضه ندارد خودش را به وجود بیاورد چه برسد به اینكه حالا بخواهد یك امر خارجی را به وجود بیاورد، زید را به وجود بیاورد، كوه را به وجود بیاورد، آسمان، خودش را نمیتواند متحقق كند چون عدم عدم، نبود نبود، آنچه كه نیست نیست، از نیست هست متولد نمیشود، آن یك امر بدیهی است خیلی خب این را میدانیم.
پس آنچه كه در خارج تحقق دارد آن نمیتواند مستند به علیت یك امر عدمی باشد باید مستند به امر وجودی باشد، آن امر وجودی چیست؟ آن امر وجودی كه آمده یك زید را در خارج محقق كرده، یك حیوان را در خارج محقق كرده، آن چه امری است؟ خب میگوییم ذات باری، آن اراده اولی كه متمشی از ذات حضرت حقّ است آن موجب تعین و تشخص یك امر خارجی شده، گذاشتیم روی چشممان، این ذات باری چه چیزی را به وجود آورده؟ آیا ذات باری عدم را تبدیل به وجود كرده است؟ خب عدم كه قابل تبدیل نیست، عدم نور كه مبدل به نور نمیشود. وقتی كه در این اتاق تاریكی حاكم است در این اتاق نور وجود ندارد، الان یك ساعت دیگر شب میشود، نیم ساعت دیگر شب میشود، شما چراغها را خاموش كنید، در همین اتاقی كه هستیم، الان در این اتاق شما بعد از یك ساعت دیگر كه بیایید به اینجا، به این مدرس، چه چیزی را احساس میكنید؟ عدم الضوء، عدم النور، غیر از این است؟ خیلی خب، حالا هی بگویید تبدیل به نور شو، ببین میشود یا نمیشود، خب بشو دیگر، تا چراغ را روشن نكنی روشن نمیشود، هی بگویید نخیر، این عدم النور آن عدم الضیاء، آن عدم الضوء از او بخواهید التماس كنید، تقاضا كنید كه تبدیل به ضوء و ضیاء و نور بشود، ببینید میشود یا نمیشود.

