جلسه ۷۸۳
2در بعضی از تقریرات دیدم كه این حال و عرض را در نوع خارجی گفتند كه چه اینكه آن محل مستغنی باشد یا مستغنی نباشد این غلط است، خود حال و عرض اینها چه مستغنی از محل باشند یا نباشند، در هر دو صورت جنبه عرضی پیدا میكنند بنابر رأی قدما، خواستم این نكته و تذكر اینجا مدّ نظر باشد.
بنابراین عرض بنده این بود نسبت به كلام مرحوم علامه اینكه وقتی كه ما تحقق یك فرد نوعی خارجی را مستند به یك عقل نوعی و رب النوع بدانیم، كه از همان حقیقت ذات نشأت میگیرد آن عوارضی كه عارض بر او میشود كه از آن تعبیر به وجود ثانوی میشود، یا وجود ثالث، آنها هم به تبع آن خصوصیات ذاتیه و نفس حقیقت جنسیه و فصلیه، متاثر از همان موثر از اول و علت اولی هستند، نمیتوانیم ما بین نفس تعین خارجی و بین عوارضی كه بر او عارض میشود فاصله و قائل به انفكاك بشویم، خود آن ذات را مستند به آن حقیقت عقلیه مجرده بدانیم، آن عوارضی كه عارض بر او میشود آنها را مستند به معالیل خارجی تلقی كنیم، این معالیل خارجی این جنبه عروض را و جنبه اختلاف را از منزل خالهاش كه نیاورده، این را خود همان حیثیت استناد به علت اولی، همان حیثیت استناد اختلاف در عروض اعراض خارجی را هم سبب شده است، یا ما باید قائل بشویم بر اینكه این عوارض جنبه وجودی دارند، كم جنبه وجودی دارد، كیف جنبه وجودی دارد، وضع و متی و امثال ذلك جنبه وجودی دارند، اضافه حالا یك مقداری آن جنبه وجودیش ضعیف است، اینها جنبه وجودی دارند، یا اینكه باید قائل به عدم بشویم، اگر قائل به عدم شدیم پس دیگر عارضی وجود ندارد. خود نفس شیء است، خود نفس ذات است، بدون عوارض در حالتی كه ما برای اینها عارض قائلیم.
یك انسان مثلا زید وقتی كه در خارج تحقق پیدا میكند، این كم دارد، كیف دارد، این دارای وضع است، شكل او فرق میكند با اشكال سایر افراد، قدش متفاوت است، وزنش متفاوت است، یكی سه كیلو است به دنیا میآید، یكی دو كیلو و نیم است به دنیا میآید، این یكی كه به دنیا میآید دارای این خصوصیت است، این دارای این خصوصیت، این خصوصیات یا جنبه وجودی دارند كه این وجود را از كجا آوردند؟

