جلسه ۷۸۳
9آن وقت دیگر مسائل زیاد است در اینجا، خیلی دیگر صحبت هست و خیلی مطالب دیگر، خلاصه خود افراد و رفقا و دوستان مطالبی كه بزرگان در این زمینه دارند را ببینند، خیلی این مسئله مسئله مهمی است، شاه كلید همه اكثر مطالب و مبهمات همین كیفیت شناخت این قضیه است.
تلمیذ: در مطلبی كه فرمودید، آن لب كلام مرحوم علامه این است كه نسبت آن رب النوع با افراد یكسان است. وقتی كه در عوارض مشخصه خارجیه فرق میكنند، پس این باید از جای دیگری باشد. طبق فرمایشی كه فرمودید در اشكال به علامه طباطبایی پس نسبت آن رب النوع، باید با افراد یكسان نباشد؟
استاد: یكسان نیست دیگر، در هر زمینهای و در هر ماهیتی یك ظهور دارد.
تلمیذ: خب این كه میگوییم قدر مشترك همه افراد خارجیه نمیشود، چون عمرو و زید و بكر وخالد و ... همه آنجا هستند؟
استاد: نفس الانسانیه میشود قدر مشترك، ولی در خود همان حقیقت ناطقیه با افراد فرق میكند، یك شخصی كه دارای یك خصوصیت از ادراك هست، با یك شخصی كه الان هر چه به او بگویی عین دیوار به آدم نگاه میكند یكی است؟ خب آن فرض بكنید حرف را روی هوا میزند، آن یكی هر چه یك ساعت به او میگویی میگوید چنه؟ چیست؟ عقل چنه؟
آخر شیخ بهائی داشت میرفت دید یكی دارد از داخل جوی آب میخورد، گفت: اینطوری نخور عقلت از بین میرود؟ گفت عقل چنه؟! گفت بخور بخور بابا تو مشكل نداری، مشكل نداری، اینها همه یكی نیست، آن حقیقت ناطقیت در همه افراد فرق میكند، اشتراكشان این است كه اینها انسان هستند، حقیقت انسان، حیوان نیستند، جبل نیستند، دریا و بحار نیستند، ملك نیستند، امّا در همان میزان ناطقیت كه همان حقیقت انسانیت است كه همان حقیقت انسانیت در ارتباط با آن حقیقت اولی هست كه موجب افتراق و امتیاز بین این و سایر اشیاء خواهد شد، افراد مختلف هستند، هر كسی یك طوری است، سعه وجودی هر كسی تفاوت میكند، فرق میكند. خود ائمه هم حتی از نقطه نظر سعه وجودی متفاوت هستند.

