جلسه ۷۸۳
5میگویند نه آقاجان التماس كه سهله، خودت را به هر پیسی هم بیندازی تا قیامت هم از من بخواهی من عرضه ندارم برای این كه نقیض خود را به وجود بیاورم، میگوییم پس باید چه كار كرد؟ میگوید دست داری و مغز داری، دستت را بزن به آن كلیدی كه در آنجا هست ببین یك دفعه چه میشود، شما یك دفعه دستت را میگذاری یك دفعه میبینی روشن شد، پس باید دست را به كار برد، اراده را باید به كار برد، وسایل را به كار انداخت، آنچه را كه در این سیم هست كه عبارت از جریان الكتریسیته است آن را فعال كرد، امر موجودی كه در سیم برق هست آن را فعال كرد تا آن تبدیل به ضوء بشود، حالا وجود پروردگار و ذات پروردگار كه در آن اراده برای خلق اشیاء هست خب در او شكی نیست و بحثی نداریم.
آیا اراده پروردگار میآید خارج از ذات خودش، یعنی در خارج از محدوده ذات خودش، بلانسبت بلانسبت ما بخواهیم تصور كنیم فرض كنید كه لیوانی كه الان در دست من است، دیگر حالا مقرب از یك جهت، فرض میكنیم بر اینكه این استكانی كه الان در دست من هست فرض بر این است كه وجود پروردگار همین است، خارج از این وجود چیست؟ هوا است، عدم است و چیزی نیست، این ذات پروردگار خارج از ذات خودش میخواهد فرض بكنید كه یك همچنین چیزی را به وجود بیاورد، خارج از ذات خودش، این در چه چیزی میتواند تصرف كند؟ كه آن را تبدیل به این بكند؟ بعد از اینكه عدم است، فرض ما این است كه این عدم است، حالا فرض میكنیم، فرض ما بر این است كه آن وجود حضرت حق كه وجود اطلاقی و سعی است خارج از آن وجود ـ تمام حرفهای مرحوم كمپانی و مرحوم آقا سید احمد سر همین قضیه است، این را اگر متوجه بشویم توحید علمی و عینی آقا را فهمیدهایم ـ آنچه كه در ذات پروردگار هست خارج از آن، خارج از آن وجود بحت و بسیط چیست كه ذات پروردگار میآید در آن خارج تصور میكند این میشود زید، این میشود حیوان، این میشود ملك، این میشود فرض بكنید كوه، این میشود دریا، آن چه چیزی است خارج از ذات پروردگار؟ عدم، مگر وجود دیگری داریم؟ اگر وجود ثانوی قائل بشویم آن وقت مسائل خودش و تبعات خودش را ایجاد میكند.

