
جلسه ۷۸۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کلام مرحوم شیخ اشراق درباره توجیه تحقق و وجود مُثُل 30/4/1435
جلسه ۷۸۲
8الان شما فرض بكنید كه یك مشت دانه تسبیح در دستتان است، خب این را كه نمیتوانید با او تسبیح كنید، بلند میشوید میآیید یك نخ برمیدارید، یك یك این دانهها را میكنید در هم، آنچه كه میآید اینها را در كنار هم قرار میدهد آن اسمش چیست؟ صحبت ما این است، آن اسمش رب النوع است، یعنی یك عقل مدیر و مدبری كه میآید اجزاء را با آن قدرت ملكوتی كه میتواند تصرف كند در ماده، میآید اجزاء را در كنار هم طوری قرار میدهد كه یك دفعه شما در اینجا سنگ آهن میبینید این میشود معدن آهن، بعد هم بلند میشوید سنگ آهن را میبرید در كوره و آن مواد زائدش را میگیرید و از آنطرف فرض كنید شمش لوله آهن از كارخانه خارج میشود، آنجا فرض كنید كه شما معدن گچ میبینید، آنجا معدن جیوه میبینید، آنجا معدن گوگرد میبینید، آنكه آمده و این را تبدیل به آهن كرده آن چه دستی است؟ صحبت در آن است، آن را اسمش را میگذاریم رب النوع، یا رب النوع اسمش را میگذاریم، یا اسمش را میگذاریم عقل مجرد البته نه عقل اوّل، بلكه عقلهای عقول عشرهای كه عقل ثانیه و ثالثه و امثال ذلك و هلم جرا درست شد؟
این كلام كلامی است ایراد ندارد، كلام علامه طباطبایی این ایراد را وارد میكند كه این آقایان این را قبول دارند، قبول دارند كه یك دستی میآید و آن دست این حقیقت نوعیه را، گوگرد را در خارج ایجاد میكند، آهن را ایجاد میكند، امّا صلابت آهن و نرمی آهن را كه دیگر به او مربوط نیست، آن دیگر به كیفیت خاك و فلان و این چیزها و خود نوع آن مربوط است، این كه حالا فرض كنید كه گچ سمنان بهتر از گچ قم و كاشان و فلان است، آن دیگر به آن رب النوع كاری ندارد آن دیگر مربوط به خصوصیات زمین و فعل و انفعالاتی است كه در آنجا انجام گرفته، این مربوط به آن است، این كلام علامه طباطبایی است كه دفاع از این افراد مشائیین بیان میكند.
