
جلسه ۷۸۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کلام مرحوم شیخ اشراق درباره توجیه تحقق و وجود مُثُل 30/4/1435
جلسه ۷۸۲
4خب حالا صرف نظر از آن قضیه خود ارتباط مادّه و اتصال بین مادّه و بین مجرد كه قبلًا صحبتش را ما میكردیم این به همین مسئله برمیگردد، اگر در آنجا نظر شریف رفقا باشد در حلقه اتصال بین مادّه و بین مجرد و كیفیت ربط حادث و قدیم، كیفیت ارتباط عالم مادّه به عالم مجردات، این بحث را آنجا كردیم كه قطعاً باید در تكون ماده كه معلول مجرد است یك حقیقت علی به نام حقیقت بسیطه مجرده بتواند در راس تشكل این نوع و این ماده و تعین خارجی وجود داشته باشد، حالا اسم را شما هر چه میخواهید بگذارید، افلاطون اسمش را مثل افلاطونی میگذارد، یكی اسمش را ارباب انواع میگذارد، یكی اسمش را فرض بكنید كه علّت اوّل میگذارد، علّت ثانی و ثالثه میگذارد حالا علت نخستین آن به اصطلاح دیگر است، یكی اسمش را فرض بكنید كه حقائق نوریه میگذارد، یكی اسمش را كه آن علم عنائی میگذارد، هر كدام افراد بر حسب آن شاكله خودشان و بر حسب ادراك خودشان. ولی اصل قضیه همین است، اصل قضیه مرحوم شیخ میفرمایند كه باید این اتصال بین حادث و بین قدیم اتصال بین ماده و مجرد، این اتصال به نحوی باشد كه قطعاً آن حقیقت علّیه به نحو تجرد باشد وگرنه اگر به نحو مادّه باشد خب در اینجا ایراد پیش میآید چون ماده خودش در حال تغیر و تبدل است، چطور ممكن است كه موجب قوام نوعیت آن جزئی خودش باشد، نمیشود، خود مادّه وقتی كه در حال تغیر و تبدل است و همینطور مزاج میآید یك جزء را برمیدارد و جزء دیگر را میگذارد، امروزه كه این مطالب همه اثبات شده، اینكه تمام سلولها و تمام اجزاء همه در حال تغییر و تبدل هستند، همه در حال تكوّن هستند، اینها هم جوهر خودشان را از دست میدهند و به جوهر دیگر درمیآیند و هم این حالات و عوارض ظاهریه از دست میرود، حالات دیگر و عوارض دیگر پیدا میشود، تشكل، عوارض، كیف، كم و امثال ذلك، اینها همه در حال تغییر و در حال تبدل است، حتی میگویند در عرض چهل روز كل سیستم بدن تغییر پیدا میكند.
