
جلسه ۷۸۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کلام مرحوم شیخ اشراق درباره توجیه تحقق و وجود مُثُل 30/4/1435
جلسه ۷۸۲
3اسم این عقل را ما رب النوع و مثال میگذاریم، در مثال و تسمیه هم كه مناقشه نیست، این عقلی كه موجب یك همچنین پدیدهای است، موجب یك همچنین نوعی است، موجب یك همچنین واقعیتی است، به این عقل مثال گفته میشود، حالا شما میخواهید بگویید مثال افلاطونی یا اینكه رب النوع گفته میشود، مثل آنچه را كه قدما قائل بودند برای هر چیزی، رب النوعی وجود دارد، البته الان هم در بین سایر ادیان و بین سایر ملل و نحل یك همچنین مسائلی وجود دارد، حتی بوداییها كه پرستششان به همین ارباب انواع هست، آنها هم دارای یك همچنین مكتبی هستند الان در عبادتگاههای بوداییها ارباب انواعشان را مشاهده میكنید، رب النوع باران، رب النوع صاعقه، رب النوع آتش، رب النوع زلزله، رب النوع گیاه، رب النوع انسان، رب النوع جماد، رب النوع خشونت، رب النوع عطوفت، ارباب انواع را به صورت مجسمههایی مشاهده میكنید در یكی از همین عبادتگاهها كه یك وقتی بنده رفته بودم اینها هر كدام جایگاه خاص خودشان را داشتند و افراد بر حسب نیاز خودشان و مشكلات خودشان میآمدند سراغ آن قسمت، آن رب النوع و هدایایی میآوردند، عود میآوردند، از این دسته دسته، كیلو كیلو عود میآوردند نذر میكردند، یك كیلو عود میگذاشتند روی آتش اصلًا كلّ محل بو میگرفت، و آن مامورها میآمدند با بیل این خاكسترها را میریختند. نذر میكردند و توجه میكردند ...
من یك وقتی نگاه میكردم به حالات اینها میدیدم كه اینها توجه میكنند، گریه میكنند! اشكشان میآید، اینها خب به اعتقاداتشان است دیگر، آن یكی نمیدانم زراعتش داشت میرفت، بلند میشد میآمد سراغ رب النوع باران، آن یكی نمیدانم زن میخواست، بلند میشد میآمد رب النوع فلان، شوهر میخواست میآمد ... خلاصه انواع متفاوتی ... آنجا جای شما خالی! و ببینید كه این ارباب نیاز و احتیاج هر كدام سراغ كدام یك از این رب النوعها میرفتند، خلاصه آنها هم بدون اسفار خوانده و بدون مطالب شیخ اشراق اهل یك همچنین مطالبی بودند، یعنی سراغ آنها میرفتند و از آنها طلب خیر و بركت و رفع نیاز و حاجت میكردند، توجه میكنید؟
