
جلسه ۷۸۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کلام مرحوم شیخ اشراق درباره توجیه تحقق و وجود مُثُل 30/4/1435
جلسه ۷۸۲
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
به ما میگویند صحبت كنیم كار [سرفه] بدتر میشود، میگوییم بابا اینطور كه نمیشود آدم همین طوری بیاید و برود، خب حالا این دستگرمی است، سابق گاهی سینهمان درد میگرفت این دفعه مثل اینكه با ما رفاقت میخواهد بكند، رفیق هم كه خوب نیست خلاصه رفیق را تنها بگذارد مثل اینكه نمیخواهد ما را تنها بگذارد!
همه آن چیزهایی كه هر كیگفت هم خوردیم و خلاصه هر كی هر كاری هم گفت، كردیم ولی ظاهراً كه ... البته بهتر شدیم، خیلی بهتر شدیم. بله، میگویند ایرانیها سه تا خصلت دارند یكی همه دكترند و یكی همه بنا و معمار هستند و یكی دیگر چی؟
تلمیذ: مجتهد هستند.
استاد: بله، بله این هم هست.
مرحوم آقا كسالت صفرا پیدا كرده بودند، انسداد لوله كلدوك كه از صفرا میآید به پشت اثنی عشر میرسد، انسداد پیدا كرده بود، اصطلاحاً میگویند إیكتر1.
دیگر چهرهشان زرد شده بود، زرد زرد، و هر كی میرسید یك طبابت میكرد، یكی میگفت ماهی زنده بخورد، آقا میگفتند ماهی زنده در شكم آدم چه میشود؟ در شكم آدم حركت میكند! ماهی زنده چیه؟!
یكی میگفت نمیدانم ریشه فلان را از كوه سرندیب بگیرید ...! یك بنده خدایی كه فعلًا هم در قید حیات است، ایشان هم یك طبابتی كرد البته برای یكی از همین شهرستانهاست، گفته بود كه باید یك مار سیاه، (خدا به داد برسد!) یك مار سیاه كه دارد در كوه راه میرود، نه اینكه در خانه باشد، فایده ندارد، مار در خانه فایده ندارد، (حالا داشت اینها را برای آقا میگفت و من هم در ماشین داشتم گوش میدادم، داشتیم میآمدیم طهران برای عكسبرداری) یك مار سیاه كه دارد در بیابان و كوه راه میرود، یك دفعه یك موش را میگیرد برای خوردن! (حالا ما كدام رمل و اسطرلاب را بیندازیم كه در این عالم وجود، یك مار سیاه كه دارد راه میرود دنبالش بیفتیم) آن هم یك دفعه یك موش را دارد میگیرد، در آن وقتی كه این موش نصفش بیرون است، نصفش هم در دهان این مار! (حالا خط كش هم باید بگذاریم كه دقیق از دمش تا این سرش این دقیقاً نصف باشد، نصفش بیرون و نصفش داخل) همان موقع سرش را ببریم!! سر این مار سیاه را ببریم، آنوقت خونی كه از او میآید و میرود، همینطوری برود و برود و برود تا آن سه تا قطره آخر كه میماند، آن سه تا قطره را بگیریم بمالیم روی كبد، این كیسه صفرا خوب میشود! بله، آقا یك تأملی كردند و حالا طرف جدی میگفت، بیچاره شوخی نمیكرد، گفتند كه این قسم مداوای شما را انسان با رمل و اسطرلاب در كواكب و سیارات بخواهد پیدا بكند و ... و طرف خیلی تاسف میخورد كه چرا به او فرصت داده نشده كه برود یك همچنین مار سیاهی دنبالش را بگیرد، ماری كه یك موش هم در دهنش هست، نصفش بیرون و ... (اگر یك خرده هم موش بیشتر برود داخل دهان مار دیگر این قضیه به هم میخورد!) خلاصه این هم یك مداوا! مداوای ما اینجوری است.
- Icter
