
تبیین جایگاه ربالنوع در تکون موجودات
نقش عقل مجرد در تحقق و تمایز انواع مادی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه شیخ اشراق پیرامون حقیقت «مُثل افلاطونی» یا «ارباب انواع» میپردازند. بحث با بررسی ضرورت وجود یک حقیقت علّیِ مجرد برای تحقق و صورتبندی انواع مادی آغاز میشود؛ حقیقتی که به هر نوع، هویت و تمایز میبخشد. در ادامه، ضمن اشاره به دیدگاه مشائیین و نقد علامه طباطبایی، این پرسش مطرح میشود که آیا عقل مجرد تنها مسئول ایجاد نوعیت است یا در جزئیات و عوارض مادی نیز نقش دارد. استاد با تحلیل رابطه میان ماده و مجرد، تبیین میکنند که چگونه وجود بسیط در مسیر تحقق و شکلگیری، نیازمند سلسله عللی است که در نهایت به آن حقیقت مجرد بازمیگردد. در پایان، با نگاهی به حقیقتِ وجود و سیر انسان به سوی فعلیت، بر اهمیت بهرهگیری از فرصتهای عمر پیش از رسیدن به مرحله «حساب و بدون عمل» تأکید شده است.
تبیین جایگاه ربالنوع در تکون موجودات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه شیخ اشراق پیرامون حقیقت «مُثل افلاطونی» یا «ارباب انواع» میپردازند. بحث با بررسی ضرورت وجود یک حقیقت علّیِ مجرد برای تحقق و صورتبندی انواع مادی آغاز میشود؛ حقیقتی که به هر نوع، هویت و تمایز میبخشد. در ادامه، ضمن اشاره به دیدگاه مشائیین و نقد علامه طباطبایی، این پرسش مطرح میشود که آیا عقل مجرد تنها مسئول ایجاد نوعیت است یا در جزئیات و عوارض مادی نیز نقش دارد. استاد با تحلیل رابطه میان ماده و مجرد، تبیین میکنند که چگونه وجود بسیط در مسیر تحقق و شکلگیری، نیازمند سلسله عللی است که در نهایت به آن حقیقت مجرد بازمیگردد. در پایان، با نگاهی به حقیقتِ وجود و سیر انسان به سوی فعلیت، بر اهمیت بهرهگیری از فرصتهای عمر پیش از رسیدن به مرحله «حساب و بدون عمل» تأکید شده است.
تبیین جایگاه ربالنوع در تکون موجودات
12حالت غبطه در روز قیامت
تلمیذ: اگر كسى علم صحیحى را ادراك كرد ولی بعداً دچار تحریف در آن حقیقت شد، آیا روز قیامت علم صحیح را در خودش حضوراً میبیند یا آن تحریف شده را میبیند؟
استاد: هردو را مىبیند، هم علم صحیح را مىبیند و هم تحریفش را مىبیند و هم عقوبتهایى كه برایش مترتب مىشود همه را مىبیند. بهخاطر همین است كه ﴿ذَٰلِكَ يَوۡمُ ٱلتَّغَابُنِ﴾1 روز غبن همین است، صحیح را مىبیند كه در كجا بوده، در چه موقعیتى بوده، خدا به او چه موقعیتى داد ولى شكر نگذاشت و شكرش را بهجا نیاورد! اگر این را نبیند غبطه نمىخورد! اینكه غبطه مىخورد، اینكه در سرش مىزند، اینكه میگوید: ﴿رَبِّ ٱرۡجِعُونِ * لَعَلِّيٓ أَعۡمَلُ صَٰلِحٗا فِيمَا تَرَكۡتُ﴾2 براى چه دارد مىگوید: ﴿رَبِّ ٱرۡجِعُونِ﴾؟! چون دارد مىبیند ازدستش رفت و دارد مىبیند دیگر قابل بازگشت نیست و دارد مىبیند از چه نعمتهایى محروم شد! اگر آن حال را نبیند غبن هم برایش پیدا نمىشود و غبطه هم برایش پیدا نمىشود. هیچ! فقط در یک حال ثابت است. تمام حالاتى كه برایش پیدا شده همه را مىبیند و آن حالى كه الآن واجد است آن حال مهم است، همه را در خودش مىبیند که چه فرصتهایى را در این مدت ازدست داد، چه مسائلى را ازدست داد، چه ساعتهایى را و چه گزینشهایى را! خلاصه همۀ اینها را مىبیند و خوش به حال آن كسى كه از این حركتها و از این فرصتها بهره گرفته و استفاده كرده و وجودِ استعدادِ خودش را تبدیل به فعلیت كرده است. از آن قوه درآورده و به فعلیت رسانده است. اینها فقط بردند والاّ بقیه نه، بقیه همان وجود خودشان را در حال قوه كه به آن فعلیت خاصِ همان موقع رسیده [نگه داشتند] و دیگر فعلیت هم قابل تغییر نیست.
«و إنّ الیَومَ عَملٌ و لا حِسابَ و غداً حسابٌ و لا عملَ»3 یعنى موقع مردن مهر فعلیت زده شد و تمام شد! دیگر در هرجا هستى؛ اگر كافرى مهر زده شد و اگر مؤمنى مهر زده شد و برحسب مراتب ایمانت مهر زده شد. دیگر فعلیت در همانجا متوقف مىشود.
- . سوره تغابن (64) آیه 9. معاد شناسى، ج 5، ص 364:
«آن، روز تغابن است.» - . سوره مؤمنون (23) آیه 99 و 100. مطلع انوار، ج 13، ص 271:
«پروردگارا، مرا بازگردان شاید بتوانم جبران گذشته و مافات بنمایم.» - . نهج البلاغه (عبده)، ج ١، ص ٩٣؛ رساله عمره مفرده، ص 62. معادشناسی، ج ١٠، ص ٣٨٤:
«امروز عمل است و حسابی نیست، و فردا حساب است و عملی نیست.»
- . سوره تغابن (64) آیه 9. معاد شناسى، ج 5، ص 364:
