
جلسه ۷۸۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نکتهها و گفتههای استاد: 29/4/1435
جلسه ۷۸۱
3امّا در عالم خارج این مثال افلاطونی میآید مقید میشود، مقید میشود، مقید میشود، تا به صورت یك حقیقت هویه عینیه خارجیه در میآید، حالا كه این آهن را در نظر گرفت یكدفعه میرویم سراغ اینكه این آهن از چه قسم است؟ یك آهن فرض بكنید كه تیرآهن است یا اینكه این آهن میلگرد است، این میبینید یك قسم، یك قید آمد به این مثال خورد و این مثال آمد جزئیتر شد، از آن صورت كلیه خودش به یك صورت كلیه محدودتری درآمد، این مثال، بعد میگوییم خب حالا این میلگرد، این میلگرد از كدام فروشگاه خریداری بشود؟ ببینید یكدفعه دوباره این مثال آمد جزئیتر شد، آدم كه نمیداند از همه فروشگاهها برود بخرد! بالاخره یك فروشگاه را انتخاب میكند، شما كه یك تُن آهن میخواهید، دو تُن آهن میخواهید، نمیروید سراغ هر فروشگاهی دو تن از این، دو تن از این، این شد صد تن، این دیگر دو تن نخواهد بود! یك فروشگاه میروید بالایش نوشته فروشگاه آهنآلات، میگویید خیلیخب، وارد آن میشوید و یك تُن میخرید، پس ببینید چه میشود؟ دوباره یك مثال افلاطونی به یك شكل جزئیتر این درمیآید، همینطور این انواع با قیوداتی كه به او میخورد و تقییداتش هی دائرهاش تنگتر میشود، كوچكتر میشود، محدودتر میشود، تا اینكه میرود خب حالا آن فروشگاه را ما پیدا كردیم، آن فروشگاه این آهن است مال چه روزی را؟ آهن هفته پیش؟ آهنی كه هفته دیگر میآورد، آهنی كه سه روزه؟ یا همین آهنی كه همین الان موجود هست در آنجا گذاشته روی همدیگر آن را دارد، اینجا كه میرسید دیگر این جزئی میشود، از آن مثال خارج میشود، تبدیل میشود به اعیان جزئیه مشخصه خارجیه، توجه كردید؟
پس ما همین مثال افلاطون را در همین دنیا داریم، ما لازم نیست برویم بگردیم توی آن بالا بالاها ببینیم یك حقیقتی آن بالا چهكاره است، چه دارد میشود، این صور جزئیه به چه كیفیتی نسبت به آن حقیقت ارتباط دارند و تعلق دارند؟ شما میخواهید برای فرض كنید منزلتان سمنت بگیرید، یكدفعه تا میخواهید بیایید درست كنید به فكر این میافتید كه خب سمنت حالا از كجا بگیرم؟ همین كه گفتید منزل ما سمنت میخواهد رفتید در مثال افلاطونی، یك مثال افلاطونی در ذهن خودتان ترسیم كردید، درست شد؟ و به او صورت خارجیه و عینیه دادید، منتها عینیه ذهنیه، نه عینیه خارجیه، و منظور از خارجیه همان ذهن است.
