اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۸۱

2
  • ثم لا یکون الا ما ارید، بله، لذا انسان خوب است همیشه در مطالبی كه می‌گوید یك خرده جای خالی بگذارد، یك كمی جای خالی، همچین سفت نگوید، سفت خوب نیست از ما سفت‌گفتن نمی‌آید، ما باید جای خالی را بگذاریم، باید بگوییم دلمان این را می‌خواهد ولی خدا هم هر چه بشود راضی هستیم، خیلی.

  •  در مباحث گذشته صحبت به این‌جا رسید كه قضیه مُثُل افلاطونی عبارت از یك حقیقت كُلیه نوعیه كه این حقیقت كُلیه نوعیه شامل همه افراد جزئیه در آن تحقق ماهیت خارجیه و هویت عینیه هست، برای این مطلب شواهدی بیان كردیم، مسائلی عرض كردیم، امروز جهت اتمام آن مسائل و مطالب ان‌شاءالله اگر خدا بخواهد دیگر فردا وارد متن می‌شویم و نیازی به توضیح بیشتر در این زمینه بنده نمی‌بینم، اگر هم نكته‌ای و مورد ابهامی هست خب بحث بشود، صحبت بشود.

  •  امروز راجع به این قضیه صحبت می‌كنیم كه هر چه كه در عالم خارج وجود دارد، در ارتباطات و در صورت ذهنی همان در واقع مثل افلاطونی است، به صورت آن حقیقت نوعیه كلیه، و این اختصاصی به آن جهت خارجی ندارد.

  •  فرق در قضیه این است كه در مثل افلاطونی ایشان قائل به یك حقیقت عینیه كُلیه نوعیه هستند، ولی در مثل افلاطونیه‌ای كه ما ترسیم می‌كنیم یك حقیقت نوعیه طبیعیه خارجیه نیست، بلكه آن حقیقت نوعیه وعاءاش ذهن است، و ما براساس همان حقیقت نوعیه است كه مسائل خود را در این دنیا تعبیر می‌كنیم، فرض كنید كه من باب مثال یك مهندسی می‌خواهد یك ساختمان بسازد، این ساختمان مركّب از چیست؟ مركب از آهن است، میلگرد است، بتن است، گچ است، آجر است، فرض كنید كه آن لوازم ابتدایی‌اش شن است، ماسه است، و آب است، آهك است، موزاییك است و نمی‌دانم و كاشی است و امثال ذلك و این چیزهایی كه برای این ساختمان لازم است.

  •  این مهندس در آن نقشه‌ای كه می‌خواهد ابتدا آن نقشه را ترسیم كند چند تا از این حقائق نوعیه ذهنیه در ذهن خودش می‌آید؟ شاید صد نوع یا صد و پنجاه نوع، از این حقیقت نوعیه در ذهن ترسیم می‌كند، و بعد دست به روی كاغذ می‌برد شروع می‌كند این ساختمان را به آن شكلی كه در ذهن خودش تصویر كرده درمی‌آورد، منتها تمام این‌ها در عالم ذهن است، آهنی كه در نظر می‌گیرد خودش یك مثل افلاطونی است، یك مثال افلاطونی است، چون آهن فرض بكنید كه نسبت به سایر مسائل و انواع خب تفاوت دارد، گچ كه در نظر می‌گیرد خودش یك مثال افلاطونی است، سیمان، سمنت مثال افلاطونی است، آجر مثال افلاطونی، تمام این‌هایی كه در نظر دارد مثال افلاطونی است منتها در مرحله ذهن.