
جلسه ۷۸۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نکتهها و گفتههای استاد: 29/4/1435
جلسه ۷۸۱
10پس بنابراین این كه ما در ادعیه حضرات معصومین چه در زیارت جامعه و یا در سایر موارد میخوانیم كه ارواح آنها همه ارواحها را گرفته، و اجساد آنها در همه اجساد است، همین مثال افلاطونی است كه این دارد میگوید بنده خدا، منتها این به این شكل میگوید، به او میتازند هجمه میكنند اینطرف و آنطرف، امّا در واقع همان است، یعنی همان حقیقت نوعیه كلیه خارجیه نه ذهنیه، یك حقیقت نوعیه كلی از نه نقطه نظر كلی منطقی و كلی طبیعی، از نقطه نظر سعی، از نقطه نظر سعی یك جنبه كلی دارد كه همه را گرفته و آن كسانی كه در تحت ولایت امام، به سلوك معنوی، مراتب معنوی را طی كنند، آنها هم به همین مرتبه شهود عینی و كشف عینی در ارتباط با اتحادبا همه حقائق میرسند، فقط آنها، و این با كتاب و مطالعه نخواهد شد.
آنهایی كه با سلوك علمی و عینی، لذا مرحوم آقا در آن كتابی كه نوشتند در آن كتاب گفتند توحید علمی و عینی، مرحوم آشیخ محمدحسین [كمپانی] مرد بزرگی بود خدا رحمتش كند، ناخنش هم الان پیدا نمیشود در میان ما، ناخنش هم پیدا نمیشود! اینقدر این مرد، مرد بزرگ، و اهل واقع و حقیقت و صدق بود و به مطالب رسیده بود، حكمت به جانش نشسته بود، و مطالبی را كه میگفت از روی تصور و اینها، ولی چون به این حقیقت عینی نرسیده بود نمیتوانست آن واقعیت خارجی را كما هی هی بیاید آن را بیان كند، بالاخره در تصور همه این مطالب را قرار میداد.
مرحوم سید نه، ایشان چون آن سلوك عینی را كرده میگوید من الان دارم این را میبینم، چه داری میگویی؟! من الان این اتحاد را در وجود خود با همه حقائق دارم احساس میكنم، آنوقت تو ادعای انفكاك میكنی؟ این كجایش انفكاك است؟ من اتحاد را الان دارم در وجود خودم، تو به من میگویی نه اینها همه منفك هستند، اینها همه جدا هستند؟ وجود مراتب تشكیكی دارد؟
