اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت مثل افلاطونی در عالم وجود

از تصورات ذهنی تا اتحاد با حقایق هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «مُثُل افلاطونی» و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های صرفاً ذهنی به این مسئله، توضیح می‌دهند که چگونه حقایق کلی در مراتب مختلف وجود، از عالم ذهن تا عالم خارج، تنزل می‌یابند و به صورت جزئیات در می‌آیند. در ادامه، با بهره‌گیری از مبانی عرفانی و روایی، به موضوع اشتداد وجودی و تجرد نفس پرداخته می‌شود که چگونه روح انسان با ارتقای وجودی و تهذیب نفس، از محدودیت‌های مادی رها شده و به اتحاد با حقایق عالم دست می‌یابد. در نهایت، این بحث به تبیین مقام ولایت کلیه به عنوان حقیقتِ جامعِ مثل افلاطونی ختم می‌شود که در آن، حقیقتِ وجودیِ امام معصوم، محیط بر تمامی عوالم و حقایق هستی است و سالکِ طریقِ ولایت، تنها از مسیر سلوک عملی و مراقبه قادر به درک این اتحاد خواهد بود.

تبیین حقیقت مثل افلاطونی در عالم وجود

3
  • پس ببینید دوباره یك مثال افلاطونى به یك شكل جزئى‌تر درمى‌آید. همین‌طور این انواع با قیوداتى كه به آن مى‌خورد و تقییداتش مدام دائره‌اش تنگ‌تر و كوچك‌تر و محدودتر مى‌شود تااینكه حالا آن فروشگاه را پیدا كردیم، آهن این فروشگاه برای چه روزى است؟ آهن هفتۀ پیش است؟ آهنى است كه هفتۀ دیگر مى‌آورد؟ آهنى كه سه روزه [آمده] یا همین آهنى است كه همین الآن موجود هست و در آنجا روى همدیگر گذاشته است و آن آهن را دارد می‌دهد؟ اینجا كه مى‌رسید دیگر این جزئى مى‌شود و از آن مثال افلاطونی خارج مى‌شود و تبدیل به اعیان جزئیۀ مشخصۀ خارجیه مى‌شود.

  • وجود مثال افلاطونی در همین دنیا

  • پس ما همین مثال افلاطون را در همین دنیا داریم و لازم نیست برویم در آن بالا بالاها بگردیم ببینیم یك حقیقتى آن بالا چه‌كاره است و چه دارد مى‌شود و این صور جزئیه به چه كیفیتى نسبت به آن حقیقت ارتباط دارند و تعلق دارند.

  • فرض كنید مى‌خواهید براى منزلتان سِمِنْت بگیرید. یك‌دفعه تا مى‌خواهید یک منزل درست كنید به فكر این مى‌افتید كه حالا سمنت آن را از كجا بگیرم؟ همین‌كه گفتید: منزل ما سمنت مى‌خواهد، در مثال افلاطونى رفتید و یك مثال افلاطونى در ذهن خودتان ترسیم كردید و به آن صورت خارجیه و عینیه دادید منتها عینیۀ ذهنیه، نه عینیۀ خارجیه و منظور از خارجیه همان ذهن است.

  • این سمنت در ذهن شما آمد و این سیمان در ذهن شما آمد كه نبود اما الآن هست. مى‌گویید که اى واى حالا باید به‌دنبال سیمانش بروم، با این اوضاع چطورى گیر بیاورم؟ با چه قیمتى گیر بیاوریم؟ مدام در سرتان مى‌زنید و ـ تا چه وقت در سرمان باید بزنیم دیگر نمى‌دانم والله! ـ حالا مى‌گویید که سیمانى كه گیر مى‌آورم با چه قیمتى گیر مى‌آورم؟! پولم مى‌رسد یا نمى‌رسد؟ چه خاكى به سرمان بكنیم حالا آمدیم یك خانه بسازیم، چه غلطى [کردیم]!