
جلسه ۷۸۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کلام مرحوم شیخ اشراق درباره توجیه تحقق و وجود مُثُل 26/3/1435
جلسه ۷۸۰
8امّا میتوانیم خیلی آسان و خیلی واضح و روشن این مطلب را حلّ كنیم، و آن اینكه هر تعینی كه از آن ذات تعلق پیدا كند آیا آن تعین خارج از ذات است یا نه؟ دو دو تا، چهار تا. اگر خارج از ذات است پس این بینونیت است و منافات با بالصرافه بودن دارد، اگر خارج از ذات نیست در همان عین ذات، آیا آن وجود بالصرافه شامل او میشود یا نمیشود؟ اگر شامل او شد پس بنابراین او وجود بالصرافه به تجرد خودش آن مقید را هم در درون خودش جای داد، در عین حال كه شما به او عین ثابت میگویید. و این با همدیگر منافات ندارد. این حقیقت و جوهره و خصوصیت وجود حضرت حق كه وجود واحد بالصرافه و بسیط است، چون وجود حق وجود لاحدی و اطلاقی است، لذا تحقق عین ثابت در آن وجود اطلاقی، منافی با محوضت عین ثابت و فناء او و تجرد آن وجود اطلاقی ندارد و با هم جمع میشوند، حالا همین را شما بگیر بیا پایین! آن عین ثابت كه تبدیل به آن وجود ملكوتی میشود باز همین است، آن وجود ملكوتی او را به وجود مثالی، باز به همین كیفیت است. و وجود مثالی كه متحقق و بارز میشود در عالم مُلك به یك وجود مُلكی و به یك وجود خارجی و به وجود جسمی، پس بنابراین تمام عالم وجود، همه در وجود بالصرافه وجود حقّ، محوضت دارند و هیچ اشكالی هم ندارد. این همینطور است، این همینطور است، این همینطور است. تمام آنچه را كه شما در این عالم احساس میكنید جسم است، خیال میكنید جسمیت منافات دارد، ولی این جسمیت یك تشكلی است، یك تنوعی است، كه این تنوع باعث شده شما از آن حقیقت مجرده غفلت كنید، در حالیكه آن حقیقت مجرده در همین تشكّل هم رسوخ كرده، و نیزهاش را در همین هم فرو كرده، در همین وجود بالصرافه، در همین وجود خارجی، و تشكل خارجی و تعین خارجی هم همه اینها آمده.
