
جلسه ۷۸۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کلام مرحوم شیخ اشراق درباره توجیه تحقق و وجود مُثُل 26/3/1435
جلسه ۷۸۰
4در یك همچنین مرحلهای شما چه اسمی برای این عین ثابت میگذارید؟ اسم فانی، عین ثابت فانی است در آن وجود بالصرافه، در عین اینكه تشخص دارد.
پس تمام مسائل و اشكالات و مطالبی كه بین مرحوم علامه و والد رضوان الله علیهما بود همه اینها به این راحتی حلّ شد، دیگر در این صورت اشكالی باقی نمیماند، تمام اشكال مرحوم علامه رضوان الله علیه به مرحوم والد این بود كه اگر فناء ذاتی بخواهد محقق بشود عین ثابت از بین میرود، ما میگوییم عین ثابت از اوّل بوده چرا از بین برود؟ از اوّل عین ثابت چطور به وجود آمد؟ جناب علامه برای ما توضیح بفرمایید؟ ـ البته كاری ما به فناء نداریم كه سالك میآید اینها را در مقام تربیت وتزكیه و فلان و ... مراتب را یكییكی طی میكند و حذف أنانیت و استقلال و كذا ـ از آن اوّل عین ثابت از كجا به وجود آمد؟ آیا آن موقع كه به وجود آمد فانی بود یا نبود؟ آن موقع فنا داشت، بعد تعلّق به كثرات و توغّل در كثرات پیدا كرد، اوّلش كه اینطور نبود.
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود *** آدم آورد در این دیر خراب آبادم ما آنجا بودیم.
فاش میگویم و از گفته خود دلشادم *** بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم به به خدا رحمتش كند، این بیت دوم مهمّ است ـ نه در این جهان كسی میتواند سَرم را كلاه بگذارد، نه در آن جهان حور و غلمان و نِعم الهی، چون هر چه در اینجا بخواهید نگاه كنید دنیا كه قاذورات، حیف قاذورات، قاذورات را اقلًا میبرند و آنها را كود میكنند.
علیكلحال، اقلًا اینها یك خاصیتی دارند، این دنیا همین است جدّاً. من گاهی اوقات با خودم فكر میكنم میگویم آدم اگر عقل داشته باشد جداً برای دنیا تو سَر همدیگر میزند؟ جداً، جداً اینها عقل دارند؟! جدّی میگویم، شوخی نمیكنم، آخر برای دنیا كه تو رئیس شوی و آن دیگری مرئوس بشود. تو مرئوس شوی و او زیردست شود، این پُست را بگیری و آن پست را بگیری! بلند میشوی این كارها را میكنی، برای این پرونده درست میكنی، برای آن دردسر درست كنی، برای آن میآیی این كار را بكنم زمینش بزنم و آن كار را بكنم. این بود، این بود آموزههایی كه ما از بزرگان خودمان به یاد داریم، این بود؟! الحمدلله خوب شد در زمان ائمه یك چهارسالی اقلًا امیرالمؤمنین آمد یك حكومتی كرد به ما نشان بدهد كه حكومت چیست و اوضاع و مسائل و اینها چیست؟ آمد به ما نشان داد و الّا ما چطور میتوانستیم قضاوت كنیم؟! بله، واقعاً در دعای حضرت سجاد علیه السلام میخوانیم:" الهی من ذالذی ذاق حلاوة محبتک فرام من دونک بدلا"1 اصلًا مو بر تن انسان راست میكند، همین كلام، كلام ماست منتها با این عبارت، آخر آدم اگر عاقل باشد، محبت خدا را بر سایر مسائل ترجیح میدهد؟! آن لطف خدا و جذبهها و نفحات را بر این مسائل و دنیا و بگیر و ببند و خورد شدن اعصاب و نمّامی و سخنچینی و غیبت و تهمت و دیگر برو جلو! حدّ یقفی كه ندارد، حد یقفی ندارد، میآید ترجیح بدهد؟! بیاید پروندهسازی كند، بیاید نگه دارد صبر كن تا یك روزی، من اینها را نگه دارم و تا حساب اینها را برسم! كجا یك همچنین مطلبی هست؟ این اینطور، آخرتش هم همینطور.
- قسمتى از دعاى خمسه عشر از امام سجاد عليه السلام
