
جلسه ۷۸۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کلام مرحوم شیخ اشراق درباره توجیه تحقق و وجود مُثُل 26/3/1435
جلسه ۷۸۰
14تلمیذ: پیامبر فرمودهاند: فاطمه زهرا از رجال است.
استاد: بله، بله.
تلمیذ: تنزل الملائكه؛ فعل مؤنث است.
استاد: آن تأنیث به خاطر ملائكه است. و در اصل تتنزل بوده است.
تلمیذ: ...؟
استاد: این جنبه اغلبیت است، جنبه اغلبیت ملائكه كه جمع است لحاظ شده است.
تلمیذ: اینكه فرمودید اعیان ثابته با اطلاق و محوضت ذات تنافی ندارند. وقتی عین ثابت قرار بگیرد، آن كیفیت و نحوهای كه فرمودید مثل یخِ داخل آب، همینكه این را به خودش میگیرد كه زیدی باشد و داخل این سال باشد و با این خصوصیات باشد، جنبه اطلاقی خودش را از دست میدهد. چون در جنبه اطلاقی زید و بكر با هم فرقی نداشتند. این كه زیدی باشد داخل در این سال با این خصوصیات یك حدود عدمیه را انگار ما داریم لحاظ میكنیم، كه این را جدا كنیم.
استاد: حدود عدمیه، نه بلكه وجودیه، فرق نمیكند.
تلمیذ: یعنی داخل در یك كیفیتی كه زید نیست، عمرو نیست، بكر نیست و داخل در سال یكم نیست و داخل درسال دوم نیست و ...
استاد: ببینید شما به جای اینكه بگویید: نیست، نیست، نیست، یك چیزی را فرض كنید در این موقع، زید در سال فلان تحقق پیدا میكند با این شكل و با این قیافه و با این وضع و پدرش این و مادرش این. آنوقت جنبههای عدمی بعداً متولد میشود، ما حالا به عدم كار نداریم، خصوصیت از كجا آمده است؟
تلمیذ: آن جنبه اطلاقی یك كیفیتی پیداكرد!
استاد: بله تمام شد.
تلمیذ: این با اطلاقیتش نمیسازد چون كیفیتی پیداكرد!
استاد: پس این از كجا آمد؟ ما میگوییم: جنبه اطلاقی با این نمیسازد، پس این قید از كجا آمد؟ از خانه خالهاش كه نیامد!
تلمیذ: همان اطلاق متعین شده است.
استاد: هان! همان اطلاق، در حین تعین، اطلاقیت خودش را از دست نمیدهد. صحبت همه این است كه اگر بخواهد از دست بدهد پس دیگر مطلق نیست.
تلمیذ: ولی مرتبهاش فرق میكند، مرتبهاش باید علی القاعده فرق بكند
