
جلسه ۷۸۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کلام مرحوم شیخ اشراق درباره توجیه تحقق و وجود مُثُل 26/3/1435
جلسه ۷۸۰
11چنین است رسم سرای درشت *** گهی پشت بر زین و گهی زین به پشت یك روز میروی بالا و یك روز میآیی پایین، وقتی كه بالایی میخندی، به همه دیگر بله الحمدلله دیگر خیلی اوضاع خوب است، امّا وقتی پایین هستی ابروها میشود هفت اوه اوه اوه!! به زمین و آسمان و بالا و پایین فحش و ...، یك دفعه میشنیدم بله یك بنده خدایی نفر اوّل شده بود، بله، میگفت كه قلب رسول الله را شاد كردی، چون تو نفر اوّل شدی! خودم شنیدم، قلب رسول الله، بعد چند سال بعد كه رفت نفرهای آخر شد، رسول الله عزادار شد!! رسول الله عزادار شد!!
رسول الله كه همان سر جایش هست، تو خودت را نگاه كن كه پایین آمدی، نه آن موقع قلبش خوشحال نشد، عزادار بود، حالا تو عوضی فهمیدی! الان شاد شده كه تو رفتی آخر. دنیاست، این دنیا، نفر اوّل میشویم حساب رسول الله از او خرج میكنیم! وقتی ما نفر اوّل میشویم میآییم از حساب رسول الله خرج میكنیم، الحمدلله، الان الحمدلله، وقتی یك خرده كمتر آمد و نمیدانم دیگر. حرف زیاد است آقا! خودتان بهتر از من میتوانید. فقط ما سرمان كلاه نرود، فقط همین برای این است! سر من و شما كلاه نرود، حالا سر بقیه رفت، رفت ولش كن، سر ما كلاه نرود.
خدا رحمت كند مرحوم پدر ما رضوان الله علیه، همیشه میگفتند دنیا را به اهلش بسپارید، اعتنا نكنید، بگذارید بروند، بالاخره دنیا هم یك آدمهایی را میخواهد، من كه عُرضه ندارم این دنیا را بگردانم، این دنیا این است دیگر، این دنیا نمیخواهد یكی او را بگرداند. خدا جور كرده، تو غصه چه را میخوری؟ خیلی از خدا هم تشكر كن، در دل گروهی چنان محبت دنیا را گذاشته كه از خونش درنمیآید، یعنی اگر خونش را بگیرند باز محبت دنیا از آن درنمیآید، خیلی ممنون خدایا! خیلی ممنون.
به قول مرحوم آقا وقتی كه با مرحوم آقای خوئی در كوفه ملاقات كردند دیدند كه اصلًا چه مسائل وچه مصائب و چه قضایایی، راست میگفتند فرمودند ما رفتیم مسجد كوفه و در همان محرابی كه امیرالمؤمنین علیه السلام شهید شدند دو ركعت نماز خواندیم و گفتیم خدایا اگر قرار است ما را آخر عمری به این مسائل مبتلا كنی همین الان جان ما را بگیر! نیاید آن روزی كه بخواهیم به این مسائل و به این قضایا گرفتار شویم. آنها رمز مطلب را فهمیدند، آنها دیگر سرشان كلاه نمیرود. شما را فلان مسؤل میكنیم! میگوید برو بابا پیكارت و خدا خیرت بدهد. اصلًا به این طرز تفكر و این مسائل میخندد. حالا امروز صحبت به اینجا رسید كه وجود بالصرافه حق هیچ مانعیتی و تمایزی و اختلافی را با تحقق اعیان ثابته در خود ندارد. تمام شد.
