
جلسه ۷۸۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کلام مرحوم شیخ اشراق درباره توجیه تحقق و وجود مُثُل 26/3/1435
جلسه ۷۸۰
10ملائكه همینطور، هر كدام از این ملائكه، همه از وجود خاص خودشان هستند كه اینها مخلوق پروردگارند، خدا به عزرائیل گفته تو مأمور و مسلط بر این فوج هستی، به جبرائیل گفته كه تو مأمور بر این فوج هستی، به جناب اسرافیل هم همینطور، هر كدام از این ملائكه مقرب امیر هستند مثلًا مثل سرلشگر، امیر هستند بر افواجی، آن جانها را میستاند، آن جان میدهد، آن ارزاق را پخش میكند، آن قهر و غلبه و زلزله و این مسائل را میآورد، آن جبرائیل ملك علم است و علوم را بر همه دنیا افاضه میكند به واسطه افراد زیردست خودش كه همان ملائكه متنازل هستند، لذا در آیه قرآن هم داریم: الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ النحل، ٢٨ تتوفاهم الملائكة، نه تتوفاهم ملكالموت، تتوفاهم الملائكة ظالمی انفسهم. چطور ما تصور كنیم؟ از یك طرف ملك الموت داریم كه آن قبض روح میكند، قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ السجده، ١١،، یكی، الذی، یكی، مفرد، وكل، مفرد، وكل وكلا وكلوا، ... وكیل، وكالت، ولایت، حالا فعلًا از وكالت بالاتر هم رفتیم. با وكالت جایمان عوض شده دیگر مثل ...!!
این وُكِّل، وُكِّلَ بِكُمْ، این موكِل به شما شده است، اگر یكی موكَل شده، پس آن جنود ملائكهای كه آنها قبض روح میكنند، تتوفاهم الملائكة، الذين، آنجا" الذين" میآورد، الذين، آن افرادی كه تتوفاهم، جمع است، ملائكه هم جمع است، هم مردم جمع هستند، الذين تتوفاهم، هم ملائكه، چطور آنجا فقط ملك الموت است؟ اینجا ملائكه است قضیه چیست؟ آن نكتهای كه عرض كردم در آن حقیقت و نزول وجود مقیده عین ثابت، همان را شما بیاورید در تحقق ملائكه، همین را پیاده كنید، وقتی كه جبرائیل آن مَلك اعظم است، نه به این معناست كه بر ملائكهای كه در تحت فرمان او هستند نظارت دارد، اشراف دارد، سلطه دارد، آمریت دارد، خود آن ملائكه جبرئیل هستند، نه اینكه دوتاست، مَلكی كه ملكالموت است، نه این است كه خدا او را موكل كرده بر یك فوج، چند میلیارد از ملائكه را گفته آقا این تحت اختیار تو، او هم میفرستد آقا تو برو جان این را بگیرد، تو برو جان آن را بگیر. نه! خود ملائكهای كه اینها: الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ النحل، ٢٨ خود آن ملائكهای كه متوكل بر قبض روح هستند، خود آنها عزرائیل هستند! یعنی خود حضرت عزرائیل در مقام علیت در آن ادراك اراده قابضیت، خود آن مَلك میسازد، نه اینكه آمر بر مَلك است، آمر بر ملائكه، یعنی آقا چند تا ملك داریم، آقا این برای تو نیست، شما الان بروید در یك پادگان چند تا سرباز میآورند آقا فرض كنید كه یك گروهان، چند نفر است گروهان و گردان، ده تا و بیست تا آقا، تو رئیسش باش، ده تا و بیست تا آقا، تو رئیسش باش، این فرق میكند، آن فرق میكند، اینها چندتا است، ده تا هستند، بیست تا هستند، قدشان، وزنشان، سنشان، اینها تفاوت میكند، اینها جدا هستند انسان هم جداست، میگویند فرض كنید كه آقا دو روز تو رئیس باش بعد تو برو كنار آن رئیس تو باشد.
